گنجور

شمارهٔ ۳۷

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » غزلیات
 

دگر دل بهر بدنامی ره تدبیر می‌گیرد

جنون من خبر از ناله زنجیر می‌گیرد

جهان آرزو را چون منی ناکام می‌یابد

که بیخ بختم آب از شعله شمشیر می‌گیرد

اثر هم بهر آهم ادعای سرکشی دارد

گمان کرده است نفرین ضعیفان دربرمی‌گیرد

عجب کج بخت افتاده است آسایش که هر ساعت

سر راهی ز دوری بر فراز شیر می‌گیرد

خراب عشق آبادی نمی‌فهمید بلی عاشق

چسان بر دوش بار منت تعمیر می‌گیرد

دو روز عمر را ضایع مکن گویا نمی‌دانی

که این دولت اجل هم از جوان هم پیر می‌گیرد

سراپا می‌شود اندام (صامت) شعله آتش

ز درد دل قلم چون از پی تحریر می‌گیرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید محسن نوشته:

گمان کرده است نفرین ضعیفان دیر میگیرد—درست است

👆☹

گنجینهٔ گنجور