گنجور

شمارهٔ ۳۵

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » غزلیات
 

دو شینه دل از دوری دلبر گله می‌کرد

تنگ از طمع وصل بخود حوصله می‌کرد

از آمد و شد گشت چنان قاصد آهم

کز ضعف تو گویی طلب راحله می‌کرد

هر دم بسر کوی تو از بیم رقیبان

چون چله نشین ورد زبان به سلمه می‌کرد

گر سخت نبد جان ز چه از رفتن جانان

اندر قفس تن قدمی فاصل می‌کرد

می‌دید مرا پای دل از گریه به گل باز

از زلف چه زنجیر چرا سلسله می‌کرد

دیشب که جرس هم نفس ناله ما بود

از زمزمه خون در جگر قافله می‌کرد

نو شیفته همره ما بود که امشب

تا آخر منزل سخن از ممشبه می‌کرد

هر لحظه کنم روی به یک سوی چه می‌بود

گر عشق مرا عازم یک مرحله می‌کرد

در عشق چو (صامت) نبرد صرفه بجز غم

ای کاش که این آرزو از سریله می‌کرد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید محسن نوشته:

اندر قفس تن قدمی فاصله می کرد—-درست است —-ممشبه بی معنی است …لطفا صحیح انرا پیدا کنید

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید