گنجور

شمارهٔ ۷ - سخن گفتن خانه با صاحبخانه

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » کتاب القطعات و النصایح
 

یکی روز از سر عیش و فراخی

نشیمن بود جمعی را به کاخی

در درج سخن را باز کردند

ز عیب آن بنا آغاز کردند

یکی می‌گفت از بنیاد زشتش

یکی می‌کرد عیب خاک و خشتش

یکی راندی سخن ا زسقف پستش

که تنگست این مکان جای نشستش

یکی گفت ر شود ویرانه بهتر

بود ویرانه از این خانه بهتر

یکی می‌گفت معمارش که بوده؟

مهندس بهر دیوارش که بوده؟

عجب باد صنعتی در کار برده

ز طرحش دل بسی آزار برده

زبان حال کاخ این راز ننهفت

همانا با حریفان این چنین گفت

که ای نابخردان عاری از هوش

کشیده شاهد غفلت در آغوش

اگرچه پای تا سر من عیوبم

بود زشت از شمالم تا جنوبم

شما را با بنای من چکار است

اگر زشت و اگر ناپایدار است

بگیرید عبرت از دور زمانم

ز حال مالکان بی‌نشانم

از آن روزی که شد بنیادم آباد

بسی جانها که در من رفته بر باد

بسی پیرو و جواتن از درد و غم فرد

که در من می‌نشستند از زن و مرد

برای غضب طاق و منظر من

چه دعواها که می‌شد بر سر من

یکی گفت از پدر بر من رسیده است

یکی می‌گفت ملک زرخرید است

مرا می‌بود از پایان مطلب

ز صلح و جنگ ایشان خنده بر لب

در آخر سینه از غم چاک کردم

تمامی را به زیر خاک کردم

اگر چشمی به عبرت باز باشد

و گرگوشی بدین آواز باشد

ز خشتم بنگرد صدق مقالم

ز خاکم بشنود شرحی ز حالم

بود خشتم ز خاک شهریاران

بود خاکم عذار گلعذاران

بپرسید از چه شد این خاک این خشت

می‌خوانیدم یکی خوب و یکی زشت

کنی (صامت) چو اندر گور مسکن

بگو افسوس بهر کنج گلخن



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید محسن نوشته:

یکی گفت ار شود….—-بسی پیرو جوان از ….—-برای غصب طاق….—-درست است

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید