گنجور

 
سلمان ساوجی
 

بیا جانا که خرم نو بهاریست

مبارک موسمی، خوش روزگاریست

چمن را امشب از سنبل بخوریست

هوا را هر دم از عنبر بخاریست

گل صد برگ تا هر هفت کردست

به هر برگی از آن نالان هزاریست

کلاه زرکش نرگس که بینی

حقیقت دان که تاج تاجداریست

عذار لاله و خال سیاهش

نشان خال و روی گلعذاریست

نگارین دست سرو راست بالا

نگارین پنجه زیبا نگاریست

خیال قد چست نازنینی است

کجا سروی به طرف جویباری است

مثال خط و قد نوجوانی است

کجا بر طرف آبی سبزه زاریست

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.