گنجور

 
سلمان ساوجی
 

شبی زبان فصاحت ز منهیان خرد

سوال کرد غرض آنکه مدتی است مدید

که بر خلاف طباع زمانه می‌بینم

که حصن ملک حصین است و سد عدل سدید

زوال ظلمت ظلم است از ستاره بدیع

کمال دولت فضل است از زمانه بعید

چه خامه‌ای است که کوتاه می‌کند هر دم

زبان تیغ که بودی دراز در تهدید

چه عادلی است که ز عدل او ممالک را

تنعمی است موفی سعادتی است سعید

چه صاحبی است که اصحاب دین و دولت را

ز تیغ خامه او حاصل است وعده وعید

جواب داد خرد کافتاب دولت و دین

که ماه رایت او خلق راست چون مه عید

هلال غره دولت جمال طلعت ملک

غیاث دین محمد محمدبن رشید

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
منبع اولیه: ساوه‌سرا
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.