گنجور

 
 
شجره‌نامهٔ شخصیتهای شاهنامه
کمال‌الدین اسماعیل

ای که گر لطف تو فرماندۀ ایّام شود

از جهان قاعدۀ جور و جفا برخیزد

چرخ را گویی بنشین و مرو بنشیند

کوه را گویی برخیز و بیا برخیزد

گر سر کلک تو رویی بخراشد بمثل

[...]

کمال خجندی

هر سحر کز سر کوی تو صبا برخیزد

عالمی با دل آشفته ز جا برخیزد

که رساند بسر کوی تو خاک تن من

مگر این کار هم از دست صبا برخیزد

برنخیزم پس از این از سر کویت هرگز

[...]

ناصر بخارایی

گر به خونریزی آن ترک ختا برخیزد

چه صواب آید و آنگه چه خطا برخیزد

قاصدی نیست که آرد خبر دوست به دوست

مگر این دوستی از دست صبا برخیزد

دیده از نور تجلی بنماید دیدار

[...]

صائب

دل اگر از سر اخلاص ز جا برخیزد

خضر چون سبزه ز بوم و بر ما برخیزد

آه اغیار دلیل است به محرومی عشق

از نشان گرد کی از تیر قضا برخیزد؟

فیض بی پرده تمنا کن اگر اهل دلی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
واقف لاهوری

به هواداری زلفت چو صبا برخیزد

آه سودازدگان هم ز قفا برخیزد

من هم از روی ادب از سر جان برخیزم

گر پی کشتن ما یار ز جا برخیزد

طالع عقده‌گشا نیست مرا ورنه تو را

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه