ای وزیری که ملک جاه تو راست
از سماوات و ارض افزون عرض
از زمانه شکایتی دارم
بر ضمیر تو کرد خواهی عرض
چون روا باشد ای خلاصه عمر
کی سزا باشد ای خلیفه ارض
که در ایام دولت تو کسی
که دعای تو باشد او را فرض
نخورد هیچ چیز الا غم
نکند هیچ کار الا قرض
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای وزیری که ملک جاه تو راست
از سماوات و ارض افزون عرض
از زمانه شکایتی دارم
بر ضمیر تو کرد خواهی عرض
چون روا باشد ای خلاصه عمر
کی سزا باشد ای خلیفه ارض
که در ایام دولت تو کسی
که دعای تو باشد او را فرض
نخورد هیچ چیز الا غم
نکند هیچ کار الا قرض



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وزیر شکایت میکند و از او میخواهد که به حال مردم توجه کند. او از زندگی سخت مردم در زمان حکومت وزیر صحبت میکند و میگوید که در دوره او، کسی جز غم و قرض نصیبش نشده است. شاعر از وزیر میخواهد که به مسئولیتهایش توجه کند تا مردم از سختیها رنج نبرند.
هوش مصنوعی: ای وزیری که مقام تو از عرش و فرش بالاتر است، برتری و جاه تو در زمین و آسمان بینظیر است.
هوش مصنوعی: من از روزگار شکایتی دارم و میخواهم به تو بگویم که درونت را در این مورد باز کنی.
هوش مصنوعی: هرگاه زندگی به نیکی بگذرد، آیا سزاوار است که کسی به عنوان رهبر زمین باشد؟
هوش مصنوعی: در ایام خوشی و موفقیت تو، هر کس که برای تو دعا کند، باید به او احترام بگذاری و او را در نظر بگیری.
هوش مصنوعی: هیچ چیزی جز غم نمیخورد و هیچ کاری نمیکند جز طلب قرض.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
واه فیه یموت طیر الارض
انما اذی ّ ت ما علی الفرض
زیر این قلعهٔ همایون عرض
پارگینیست پر ز سرگین، ارض
عرض عقل از آن نبود غرض
که مقدم بود محل عرض
ای وزیری که ملک و جاه تو را
از سماوات و ارض بیرون ارض
از زمانه شکایتی دارم
بر ضمیر تو کرد خواهم عرض
که در ایّام دولت تو، یکی
[...]
شرط چون بود جنس سقم و مرض
خویش را داشت اندر آن معرض
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.