گنجور

 
 
نسکبان اندروید
خیام

گر شاخِ بقا ز بیخِ بختت رُسْته‌ست

ور بر تنِ تو، عُمْر، لباسی چُسْت است

در خیمهٔ تن که سایبانی‌ست تو را

هان تکیه مکن که چارمیخش سُسْت است

مهستی گنجوی

با ماهرخی که زلف او چون شست است

سرو سهی از رشک قد او پست است

گفتم: که یکی بوسه بده گفت: به چشم

گفتم: نه به لب حواله کن کو مست است

خواجوی کرمانی

نرگس که مدام خوش‌دل و سرمست است

زان‌ست که دست از قدحِ زر شُست است

در سوسن و سرو بین که معلوم کنی

کآزاده زبان‌دراز و کوته‌دست است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه