با ماهرخی که زلف او چون شست است
سرو سهی از رشک قد او پست است
گفتم: که یکی بوسه بده گفت: به چشم
گفتم: نه به لب حواله کن کو مست است
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
با ماهرخی که زلف او چون شست است
سرو سهی از رشک قد او پست است
گفتم: که یکی بوسه بده گفت: به چشم
گفتم: نه به لب حواله کن کو مست است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر شاخِ بقا ز بیخِ بختت رُسْتهست
ور بر تنِ تو، عُمْر، لباسی چُسْت است
در خیمهٔ تن که سایبانیست تو را
هان تکیه مکن که چارمیخش سُسْت است
نرگس که مدام خوشدل و سرمست است
زانست که دست از قدحِ زر شُست است
در سوسن و سرو بین که معلوم کنی
کآزاده زباندراز و کوتهدست است
میخانه طرب خیز چو طبع مست است
دیوار غم از بلندی خم پست است
مردافکنی و زور سبوی می بین
گویی که ز خاک رستم یک دست است!
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.