ای ناله برمیا که تو را دادخواه نیست
همراهی آنکه با تو کند غیر آه نیست
یاران که را پناه تصور کنم که من
جز بی پناهی آنچه که بینم پناه نیست
گر بایدت ز حال دلم آگهی ببین
رنگ رخم که بهتر از اینم گواه نیست
یکدور ای فلک نزدی بر مراد ما
ما را از این نمد مگر آخر کلاه نیست
همت بدستگیری از پا فتادگان
بالله اگر ثواب نباشد گناه نیست
خون فقیر شربت خوان توانگر است
تحقیق رفته در سخنم اشتباه نیست
یارب گیاه مهر نروید در اصفهان
یا خود ببوستان جهان این گیاه نیست
شد عمر صرف غم همه ما را مگر صغیر
صبح سپید در پی شام سیاه نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ناامیدی و تنهایی خود اشاره میکند و احساس میکند که هیچ کس نمیتواند از او حمایت کند. او از یارانش میپرسد که چه کسی میتواند به او پناه دهد، چون به غیر از بیپناهی چیزی نمیبیند. در ادامه، با اشاره به حال خود، رنگ رخسارهاش را به عنوان نشانهای از غم و اندوهش بیان میکند. او از بیعدالتی و سختیهای زندگی شاکی است و به تقدیر سخت و سرد فلک اشاره میکند که برآورده شدن آرزوهایش را ممکن نمیسازد. در نهایت، با تأکید بر غمگین بودن و عدم وجود شادی در زندگی، به این نکته میرسد که عمرش در غم گذشته و امیدی به آینده ندارد.
هوش مصنوعی: ای نالههای من به آسمان برمیخیزند، چرا که کسی نیست که از تو دفاع کند. همراهی که با تو غیر از افسوس و حسرت باشد، وجود ندارد.
هوش مصنوعی: دوستانی که در زندگی دارم را به چه کسی میتوانم پناه ببرم، زمانی که خودم هیچ پناهی جز این تنهایی نمیبینم؟
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از حال و احوال دلم باخبر شوی، به رنگ رخسارهام نگاه کن که بهتر از این هیچ نشانهای نیست.
هوش مصنوعی: ای آسمان، یک بار به خواستههای ما توجه کن، ما را از این وضعیت نجات بده، مگر اینکه این سرنوشت، تنها در حد یک کلاه بیارزش باشد.
هوش مصنوعی: اگر کسی به کمک و یاری افرادی که در سختی هستند بشتابد، حتی اگر این عمل پاداشی نداشته باشد، باز هم کار اشتباهی نیست.
هوش مصنوعی: خون فقرای بیپناه تنها نوشیدنی برای سفرهی توانگران است، و این واقعیت که در سخنان من بیان شده، اشتباه نیست.
هوش مصنوعی: خدای من، آیا ممکن است که در اصفهان گیاه محبت رشد نکند؟ یا اینکه در کل جهان چنین گیاهی وجود ندارد؟
هوش مصنوعی: عمر ما همه در غم و ناراحتی گذشت، مگر اینکه صبح روشن و سپید در پی شب تاریک و سیاه نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن کس که در حمایت خوارزمشاه نیست
از جور حادثات جهان در پناه نیست
دی گفت دوستی که مرا موی رو سفید
بس زود گشت گر چه که آنهم تباه نیست
لیکن هنوز موسم آن نیستت برو
مور اخضاب کن که بشرع این گناه نیست
دادم جواب و گفتمش ای آنکه در جهان
[...]
ما را به غیر لطف تو شاها پناه نیست
زیرا که بنده ای چو من و چون تو شاه نیست
چون پایمال عشق شدم در غم فراق
آخر چرا به وصل توأم دستگاه نیست
دردم به دل رسید چرا ای طبیب من
[...]
آیینه را ز چشم تو تاب نگاه نیست
جز من کسی حریف تو ای کج کلاه نیست
ای پادشاه حسن، به جنگ شکستگان
تنها بیا، که حاجت خیل و سپاه نیست
گر صد نگاه چشم ترا، عاشقان تو
[...]
فصل گل است و موسم دیوان و گاه نیست
جز صحن باغ در خور اورنگ شاه نیست
نرگس گواه من که نباشد ببوستان
چشمی که در قدوم شهنشه براه نیست
ترکان شاه گرچه دلیرند و فتنه جو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.