گنجور

 
صغیر اصفهانی

گشتیم پی یار نکو هر سر کوئی

مانند تو ای یار ندیدیم نکوئی

شد چاک دل از خنجر ابروی تو ترکا

آنگونه که دیگر نپذیرفت رفوئی

تا سجده گهم طاق دو ابروی تو‌ آمد

جز خون جگر نیست مرا آب وضوئی

گیسو بنما تا زکف شیخ و برهمن

زنار بسوئی فتد و سبحه بسوئی

بیزار ز مشگ ختن و نافهٔ چین شد

آنکو بمشام آمدش از زلف تو بوئی

بگرفته فرو بوی می‌ناب جهانرا

بی شک که بمیخانه شکسته است سبوئی

خوش آب و هوا تر مگر از شهر صفا نیست

کانجا شده منزلگه هر مرحله پوئی

فرقی که میان من و زاهد بود اینست

کو مایل نامی شده من عاشق روئی

از سرزنش غیر مشو رنجه صغیرا

رنجش نبود در سخن بیهده گوئی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
انوری

ای ملک ترا عرصهٔ عالم سرکویی

از ملک تو تا ملک سلیمان سرمویی

بی‌موکب جاه تو فلک بیهده تازی

با حجت عدل تو ستم بیهده گویی

خاقانت نخوام که سزاوار خطابت

[...]

مجد همگر

گر با تو زبانی شودم هر سر موئی

وز جور تو نالم به تو بر هر سر کوئی

از ناز و جفا هم نکنی یک سرمو کم

وز ناله من در تو نگیرد سرموئی

در حسن تمامی و دل افروز و منم نیز

[...]

سعدی

ای ولوله عشق تو بر هر سر کویی

روی تو ببرد از دل ما هر غم رویی

آخر سر مویی به ترحم نگر آن را

کآهی بودش تعبیه بر هر بن مویی

کم می‌نشود تشنگی دیده شوخم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سعدی
اوحدی

ای نافهٔ چینی ز سر زلف تو بویی

ماه از هوست هر سرمه چون سر مویی

شوق تو ز بس جامه که بر ما بدرانید

نی کهنه رها کرد که پوشیم و نه نویی

از بادهٔ وصل تو روا نیست که دارد

[...]

خواجوی کرمانی

ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی

شرطست که دست از من دیوانه بشوئی

بر روی نکو این همه آشفته نگردند

سرّیست در اوصاف تو بیرون ز نکوئی

طوبی نشنیدیم بدین سرو خرامی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه