گشتیم پی یار نکو هر سر کوئی
مانند تو ای یار ندیدیم نکوئی
شد چاک دل از خنجر ابروی تو ترکا
آنگونه که دیگر نپذیرفت رفوئی
تا سجده گهم طاق دو ابروی تو آمد
جز خون جگر نیست مرا آب وضوئی
گیسو بنما تا زکف شیخ و برهمن
زنار بسوئی فتد و سبحه بسوئی
بیزار ز مشگ ختن و نافهٔ چین شد
آنکو بمشام آمدش از زلف تو بوئی
بگرفته فرو بوی میناب جهانرا
بی شک که بمیخانه شکسته است سبوئی
خوش آب و هوا تر مگر از شهر صفا نیست
کانجا شده منزلگه هر مرحله پوئی
فرقی که میان من و زاهد بود اینست
کو مایل نامی شده من عاشق روئی
از سرزنش غیر مشو رنجه صغیرا
رنجش نبود در سخن بیهده گوئی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به جستجوی یاری نیکو میپردازد و میگوید که در هیچ کجای دنیا مانند او را نیافته است. او از زیباییهای معشوق سخن میگوید که چنان دلش را شکسته که فقط خون جگرش به کار وضو میآید. شاعر همچنین به جذبههای دیگران اشاره میکند و بیان میکند که از عطر زلف معشوق خود را دور میکند. او به فضایل میخانه و شراب ناب اشاره دارد و به طرز زندگی خود و تفاوتش با زاهدان میپردازد. در پایان، شاعر خطاب به دیگران میگوید که از سرزنشها و سخنان بیمورد رنجیده خاطر نشوند.
هوش مصنوعی: ما در پی دوست خوب خود گشتیم، اما در هر کوی و برزن، مانند تو هیچ کس را ندیدیم که خوبی داشته باشد.
هوش مصنوعی: دل به خاطر زیبایی و جذبهی ابروی تو آنقدر آسیب دیده و پاره شده که دیگر هیچگونه ترمیم و مرهمی نمیتواند آن را به حالت اول بازگرداند.
هوش مصنوعی: وقتی که به سجده میروم و از زیباییهای ابروهای تو یاد میکنم، تنها چیزی که برایم باقی میماند، خون دل است و نمیتوانم آبی برای وضو پیدا کنم.
هوش مصنوعی: موهای خودت را نشان بده تا اینکه نوار مذهبی از دست شیخ و برهمن بیفتد و تسبیح به سمتی دیگر برود.
هوش مصنوعی: کسی که از عطر خوش گلهای ختن و عطر موهای چین خسته شده، وقتی بوی زلف تو به مشامش میرسد، بیزار میشود.
هوش مصنوعی: عطر خوش شراب ناب تمام دنیا را پر کرده است، بدون تردید در میخانه ظرفی شکسته وجود دارد.
هوش مصنوعی: آیا جایی با آب و هوای بهتر از شهر صفا وجود دارد؟ چون اینجا مکانی است که هر ارمغان سفر در آن قرار دارد.
هوش مصنوعی: میان من و زاهد تفاوتی وجود دارد؛ اینکه زاهد به دنبال نام و شهرت نیست، اما من به عشق و زیبایی رو به رویم مایل هستم و برای آن ارزش قائل هستم.
هوش مصنوعی: به خاطر انتقادات دیگران، خود را ناراحت نکن. اگر کسی در گفتارش بیهوده و بیجهت سخن میگوید، جای نگرانی ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای ملک ترا عرصهٔ عالم سرکویی
از ملک تو تا ملک سلیمان سرمویی
بیموکب جاه تو فلک بیهده تازی
با حجت عدل تو ستم بیهده گویی
خاقانت نخوام که سزاوار خطابت
[...]
گر با تو زبانی شودم هر سر موئی
وز جور تو نالم به تو بر هر سر کوئی
از ناز و جفا هم نکنی یک سرمو کم
وز ناله من در تو نگیرد سرموئی
در حسن تمامی و دل افروز و منم نیز
[...]
ای ولوله عشق تو بر هر سر کویی
روی تو ببرد از دل ما هر غم رویی
آخر سر مویی به ترحم نگر آن را
کآهی بودش تعبیه بر هر بن مویی
کم مینشود تشنگی دیده شوخم
[...]
ای نافهٔ چینی ز سر زلف تو بویی
ماه از هوست هر سرمه چون سر مویی
شوق تو ز بس جامه که بر ما بدرانید
نی کهنه رها کرد که پوشیم و نه نویی
از بادهٔ وصل تو روا نیست که دارد
[...]
ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی
شرطست که دست از من دیوانه بشوئی
بر روی نکو این همه آشفته نگردند
سرّیست در اوصاف تو بیرون ز نکوئی
طوبی نشنیدیم بدین سرو خرامی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.