به ماه عارض خود زلف را حجاب مکن
سیاه روز من و روی آفتاب مکن
بکن هر آنچه که خواهی ولی مرو ز برم
مرا به آتش هجران خود کباب مکن
کنونکه خرمنم ای برق سوختی دیگر
برای رفتن خود این قدر شتاب مکن
بس است طعن رقیب و جفای چرخ مرا
دگر تو بر من آزرده دل عتاب مکن
برای بوسی از آن لب که هست آب حیات
فدای ناز تو گردم دل من آب مکن
بدین جمال ترا در جزا حسابی نیست
بریز خونم و اندیشه از حساب مکن
چو نیستت سر صحبت بمن سلام مرا
دریغ ای مه بی مهر از جواب مکن
درستکاری خود دیدهٔی بدل شکنی
که از شکستن دل گفتت اجتناب مکن
ز چشم مست تو از دست رفتهام ساقی
دگر حواله به من ساغر شراب مکن
بگفت دوش به گوش صغیر هاتف غیب
که تکیه جز به تولای بوتراب مکن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوق خود میخواهد که در زیبایی و جذابیت خود زیادهروی نکند و از او دور نشود. او از درد جدایی و عشق ناکامش به تنگ آمده و تمنا میکند که معشوق فرار نکند و بر او سخت نگذارد. شاعر اشاره میکند که محبت و زیبایی معشوق چنان ارزشمندی است که نمیتوان آن را با هیچ چیز دیگر مقایسه کرد و حتی نگران درد دل خود نیست. او از معشوق میخواهد که در دشواریهای عشق، با او عتاب و بیمهری نکند و در نهایت به یادآوری عشق و دوستی اشاره میکند و به ضرورت احترام به یکدیگر تأکید مینماید.
هوش مصنوعی: زلفهای سیاه خود را مثل حجاب بر چهرهات نگذار، زیرا باعث تیرهشدن روزهای من میشود و نگران نباش که روی آفتاب را بپوشانی.
هوش مصنوعی: هر کاری که میخواهی بکن، اما از کنار من نرو، مرا با درد جداییات سوزان و عذاب نده.
هوش مصنوعی: حال که من از هم پاشیدهام، ای برق، دیگر برای رفتنت اینقدر عجله نکن.
هوش مصنوعی: بسیار شنیدم از تلخیهای دشمنان و مشکلات روزگار. اکنون دیگر بر من خشمگین مشو و دلآزردهام نکن.
هوش مصنوعی: از لبان تو که مانند آب حیاتند، برای بوسیدنش فدای عشوه و ناز تو میشوم. دل من را از محبت و شوق خود خیس نکن.
هوش مصنوعی: با این زیبایی که تو داری، هیچ حساب و کتابی وجود ندارد. خون من را بریز و دیگر نگران حساب و کتاب نباش.
هوش مصنوعی: وقتی تو در جمع نیستی، با من صحبت نکن و حتی سلام نکن. ای ماه بیعاطفه، از پاسخ دادن به من دریغ نکن.
هوش مصنوعی: اگر در زندگی خود صداقت و درستکاری را مشاهده کردهای، به یاد داشته باش که از آسیب زدن به دل دیگران بپرهیزی و از این کار دوری نکن.
هوش مصنوعی: به خاطر نگاه پرمهر و مستانهات، از حال و آیندهام بیخبر شدهام. ای ساقی، دیگر شراب به من نده.
هوش مصنوعی: در شب گذشته، صدایی به گوش کودک کوچک رسید که گفت: به غیر از محبت و ارادت به علی، به هیچ کس دیگری تکیه نکن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به هر چه رنگ کنی می شود سفید آخر
به جز سیاهی دل موی را خضاب مکن
به هر روش که فلک سیر می کند خوش باش
به سیل، دشمنی ای خانمان خراب مکن
نگشته است ز کام جهان کسی سیراب
[...]
بس است (صامت) از بن بیتشر شتاب مکن
ازین چکامه دل دوستان کباب مکن
«هنوز اول عشق است اضطراب مکن
«تو هم به مطلب خود می رسی شتاب مکن »
ز من اگر شنوی، خویش را خراب مکن
ز انقلاب تقاضای نان و آب مکن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.