هرکس ندیده غارت و یغمای ترکمن
ببند اسیر بردن و تاراج تُرک من
دانم که دل از او نتوانم دگر گرفت
مشکل بود اسیر گرفتن ز ترکمن
گفتم مگر دو اسبه گریزم ز دست غم
آن هم نشسته بود چو دیدم به تَرک من
از من که تَرک جان بنمودم به راه یار
غیر از وفا چه دید که بنمود تَرک من
با تاج شه صغیر برابر نمیکنم
این افسر نمد که تو بینی به تَرک من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ غارت و یغمای ترکمنها صحبت میکند و احساسات شاعر را نسبت به آنها بازگو میکند. شاعر از دشواری فرار از غم و گرفتاری در دست ترکمنها سخن میگوید و به وفاداری و عشق خود اشاره میکند. او همچنین بیان میکند که هیچ چیز نمیتواند جای محبت و وفاداری به معشوقش را بگیرد و با وجود زرق و برق و قدرت، چیزی ارزشمندتر از عشق برای او وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که غارت و چپاول ترکمنها را ندیده، نمیتواند بفهمد که در اسیر شدن و دزدیده شدن تُرک، چه درد و رنجی وجود دارد.
هوش مصنوعی: میدانم که دیگر نمیتوانم دل را از او بگیرم، زیرا اسیر کردن کسی که از ترکمن است، کار دشواری است.
هوش مصنوعی: گفتم شاید بتوانم از غم فرار کنم و از آن دور شوم، اما وقتی دیدم که خودش در کنارش نشسته، متوجه شدم که این کار غیرممکن است.
هوش مصنوعی: من که برای عشق یار از جان خود گذشتم، نمیدانم او چه چیزی را دید که مرا ترک کرد.
هوش مصنوعی: من این تاج پادشاهی کوچک را با آن دستمال نمدی که تو در حال ترک آن هستی، مقایسه نمیکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.