مرغ قدسم من که در دام بلا افتادهام
ای دریغا در کجا بودم کجا افتادهام
نغمهها در شاخسار باغ رضوان داشتم
اندر این ویرانه منزل از نوا افتادهام
جای دارد گر بنالم همچو بلبل روز و شب
تا ز یار گلعذار خود جدا افتادهام
نیستم آگه چه شد دنیا مرا دردم کشید
در حقیقت من به کام اژدها افتادهام
عیسی گردوننشینم یوسف قدسی سرشت
در تن خاکی به زندان بلا افتادهام
آسمان میگرددم بر سر چو نیکو بنگری
من چو گندم زیر سنگ آسیا افتادهام
میکشم هرچند رخت خویش در راه صواب
باز میبینم که در راه خطا افتادهام
نالهها دارد هر آنکو افتد از بامی بزد
چون ننالم من که از بام سما افتادهام
خرم آنساعت که رو آرم سوی اقلیم نور
سالها شد کاندر این ظلمت سرا افتادهام
غیر تسلیم و رضا دیگر مرا تدبیر نیست
کاندرین محنت بتقدیر خدا افتادهام
یا علی ای هر ز پا افتادهٔی را دستگیر
دستگیری کن من مسکین ز پا افتادهام
کلب درگاهت صغیرم از تو میجویم نجات
رحمتی کاندر هزاران ابتلا افتادهام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات و دردهای عمیق خود میپردازد. او از وضعیت ناگوار خود سخن میگوید و به نوعی خود را در دام بلا و مشکلات میبیند. مرثیهوار، از جدایی از محبوب و حسرت ایامی که در خوشی سپری کرده، ناله میکند. شاعر خود را در یک زندان توصیف میکند و از سرنوشت خویش و سختیهای زندگی گله دارد. در نهایت، با دعا و ناله به خداوند و علی (علیهالسلام) روی میآورد و از او میخواهد که دستگیر و نجاتبخش او باشد. این شعر حاکی از حالتی از ناامیدی و طلب یاری در میان درد و رنج است.
هوش مصنوعی: من مرغی هستم که در چنگال مشکلات گرفتار شدهام. افسوس، نمیدانم چه جایگاهی داشتم و اکنون به کجا سقوط کردهام.
هوش مصنوعی: در باغ زیبای رضوان، آوازهایی شیرین و دلنشین میخواندم، اما اکنون در این ویرانه، از دلنوازی و شادابی بیبهره شدهام.
هوش مصنوعی: شایسته است که من مانند بلبل روز و شب ناله کنم، زیرا از یار گلنشان خود دور شدهام.
هوش مصنوعی: من نمیدانم چه بر سرم آمده است، فقط میدانم که درد و رنجی عمیق به جانم افتاده است و در واقع همچون خوراک اژدهایی خطرناک شدهام.
هوش مصنوعی: من در این دنیا مانند عیسی از آسمان به زمین فرود آمدهام و در بدن خاکیام، به درد و رنج گرفتار شدهام. اگر با دقت نگاه کنی، مثل گندم که زیر سنگهای آسیاب قرار دارد، من هم در این زندان بلا به سر میبرم.
هوش مصنوعی: من عیسیای هستم که در دنیای مادی زندگی میکنم، مانند یوسفی با ویژگیهای آسمانی که در زندان مشکلات و سختیها گرفتار شدهام. در حالی که آسمانها را زیر پا میزنم، اگر به من به دقت نگاه کنی، میبینی که مانند گندمی زیر سنگ آسیاب مدفون شدهام.
هوش مصنوعی: هرچند که در مسیر درست قدم میزنم و تلاش میکنم، اما هنوز میبینم که به اشتباه رفتهام.
هوش مصنوعی: هر کسی که از ارتفاعی بیفتد، ناله و فریاد میزند. پس چرا من نالان نباشم که از آسمان به زمین افتادهام؟
هوش مصنوعی: زمانی خوش و شاداب است که به سمت سرزمین روشنی بروم، زیرا سالهاست که در این دنیای تاریک گرفتار شدهام.
هوش مصنوعی: جز تسلیم و راضی بودن دیگر هیچ راهحل و تدبیری برایم وجود ندارد؛ زیرا در این سختی و مشکلات، به تقدیر خداوند دچار شدهام.
هوش مصنوعی: ای علی، تو که مددکار و کمککنندهٔ همهٔ ضعیفان و درماندگان هستی، به من که در سختی و ناتوانی به سر میبرم، یاری برسان. من یک مسکین و بیچاره هستم و به کمک تو نیاز دارم.
هوش مصنوعی: من مثل سگ درگاه تو هستم و از تو نجات و رحمت میخواهم، چون در میان هزاران سختی و آزمایش گرفتار شدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من ز دست دیده و دل در بلا افتادهام
ای عزیزان چون کنم چون مبتلا افتادهام
هردم از چشمم چو اشک گرمرو راندن که چه
تا چه افتادست کز چشم شما افتادهام
کی بود برگ من آن نسرینبدن را کاین زمان
[...]
مدتی شد کز گلستانی جدا افتادهام
عندلیبم سخت بی برگ و نوا افتادهام
نوبهاری میدماند از خاک من گل وان گذشت
گشتهام پژمرده و ز نشو و نما افتادهام
در هوای گلشنی سد ره چو مرغ بستهبال
[...]
با دل روشن در این ظلمتسرا افتادهام
نور مهتابم که در ویرانهها افتادهام
سایه پرورد بهشتم از چه گشتم صید خاک ؟
تیرهبختی بین کجا بودم کجا افتادهام
جای در بستانسرای عشق میباید مرا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.