گر من از هر دو جهان دست بیکبار کشم
کافرم پای اگر از طلب یار کشم
بیکی غمزه تلافی شود از جانب یار
گر هزاران ستم از جانب اغیار کشم
من از آندم که شدم عاشق گل دامن عزم
بکمر بر زدهام تا ستم خار کشم
هست در خانه مرا شاخ گل زیبایی
که نه منت دگر از گل نه ز گلزار کشم
نه فلک نیست حجاب نظر من هر گاه
سرمه بر دیده ز خاک در خمار کشم
ساقیا مستم از آن بادهٔ منصوری کن
تا که فریاد اناالحق بسر دار کشم
تا بکی مستی و مستوری از این پس خواهم
رخت رسوائی خود بر سر بازار کشم
بیکی شعله یقین خرمن گردون سوزد
گر من از سینه خود آه شرر بار کشم
بندهٔ عشقم و فارغ چو صغیر از غم دین
نه دگر منت تسبیح و نه زنار کشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق شدید و بیقید و شرط خود صحبت میکند. او میگوید اگر از هر دو جهان دست بکشد، کافر است اگر در پی یار خود باشد. او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که از ستمی که از دیگران میبیند، کم نمیگذارد و تنها در پی رسیدن به عشق خود است. شاعر تاکید میکند که هیچ مانعی نمیتواند او را از دیدن معشوقش بازدارد. او از رندی و مستی صحبت میکند و میخواهد با نوشیدن شراب حقیقت خود را نمایان کند. در نهایت، او خود را بنده عشق میداند و از دغدغههای دینی فاصله گرفته است. کل شعر حول محور عشق، زیبایی و آزادی عاطفی میچرخد.
هوش مصنوعی: اگر من به یکباره از هر دو جهان دست بکشم، کافر محسوب میشوم، حتی اگر بخاطر جستجوی محبوبم این کار را انجام دهم.
هوش مصنوعی: با یک نگاه معشوقه، تمام درد و رنجهایی که از دیگران میکشم جبران میشود.
هوش مصنوعی: از زمانی که عاشق گل شدم، تصمیم گرفتم که با اراده و قدرت، بر مشکلات و دردسرها غلبه کنم.
هوش مصنوعی: در خانهام گلی زیبا وجود دارد که نه نیازی به گل دیگری دارم و نه از باغهای دیگر چیزی میخواهم.
هوش مصنوعی: زمانی که من سرمهای از خاک بر چشمانم بزنم، دیگر آسمان نمیتواند مانع دید من شود.
هوش مصنوعی: ای ساقی، مرا بیشتر از آن نوشیدنی خوش طعم سیراب کن تا بتوانم با تمام وجود فریاد بزنم که حق و حقیقت چه اندازه برایم مهم است.
هوش مصنوعی: من تا چه زمانی باید در حالت مستی و پنهان کاری بمانم؟ از این به بعد میخواهم رسوایی خود را به آشکارا در معرض دید همه بگذارم.
هوش مصنوعی: اگر من از دل خود آهی سوزان برآورم، یک شعله از یقین میتواند خرمن آسمان را بسوزاند.
هوش مصنوعی: من عاشق هستم و مانند کودکانی بیغم از مسائل دینی بیخبرم. دیگر نه نیازی به تسبیح دارم و نه بندی به خود میزنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عیب من نیست که: در عشق تو تیمار کشم
بار بر گردن من چون تو نهی بار کشم
بر سر خاک درت گر بودم راه شبی
سرمهوارش همه در دیدهٔ بیدار کشم
دلم آن نیست که من بعد به کاری آید
[...]
من که از داغ جنون ساغر سرشار کشم
خاک بر فرقم اگر منت دستار کشم
روی در دامن صحرای جنون می آرم
چند بنشینم و خط بر رخ دیوار کشم؟
مردمی مردمک چشم جهان بین من است
[...]
بهتر آنست که پا از سر بازار کشم
تا بکی دردسر از بار خریدار کشم
رفته در پای دلم خاری و افغان که مرا
نیست آندست که از پای دل آن خار کشم
کرده ای بر ستمم عادت از آن می ترسم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.