جز رخ دلستان نمیبینم
هیچکس غیر آن نمیبینم
کی کنم چارهٔ غمش که دمی
از غم او امان نمیبینم
ور بخواهم عنان خود گیرم
در کف از خود عنان نمیبینم
در رهش از کدام خود گذرم
من که خود در میان نمیبینم
با وجودی که بی نشانست او
بجز از او نشان نمیبینم
اینکه جز زلف او ندارم جای
غیر از این آشیان نمیبینم
غیر سودای او ز هر سودا
سودی الّا زیان نمیبینم
هر طرف بنگرم صغیر جز او
در نهان و عیان نمیبینم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل تمام توجه و احساس خود را معطوف به معشوق کرده و تنها زیباییهای او را میبیند. او از غم دوری معشوق رنج میبرد و به هیچ چیز دیگر اهمیت نمیدهد. در ذهن شاعر، معشوق همهچیز است و همهچیز را تحت تأثیر قرار داده است. حتی اگر بخواهد از خود و غمهایش فرار کند، باز هم نمیتواند از سیطرهٔ عشق او رها شود. شاعر در نهایت تنها او را میبیند و غیر از وی، هیچ نشانی از خوشی یا امید در زندگیاش نمییابد.
هوش مصنوعی: غیر از چهره محبوبم هیچ کس را نمیبینم.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم برای غم او چارهای بیابم وقتی لحظهای از غم او را نمیتوانم تحمل کنم؟
هوش مصنوعی: اگر بخواهم خودم را کنترل کنم، در دستانم قدرتی برای کنترل خود نمیبینم.
هوش مصنوعی: در مسیر او، چگونه از خود عبور کنم در حالی که خودم را در وسط این راه نمیبینم؟
هوش مصنوعی: با اینکه او خود را نشان نمیدهد، اما جز او هیچ نشانهای نمییابم.
هوش مصنوعی: من جز زلف او جای دیگری نمیشناسم و همین مکان را خانهی خود میدانم.
هوش مصنوعی: جز عشق او، هیچ عشقی برایم فایدهای ندارد و تنها ضرر میبینم.
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکنم، جز او کسی را نه در پنهان و نه در آشکار نمیبینم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرچه خوان هست نان نمیبینم
ورچه تن هست جان نمیبینم
اثری در جهان نمی بینم
هست نامی نشان نمی بینم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.