دربند زلف یار چو شد مبتلا دلم
یکباره شد ز قید دو عالم رها دلم
دیر و حرم کنند بگردش همی طواف
تا گشته جای آن صنم دلربا با دلم
نازم صفای صافی بی درد صوفیان
کز یک پیاله اش شده دار الصفا دلم
کردم بلطف خضر چو ظلمات و هم طی
دیدم که هست چشمهٔ آب بقا دلم
آنجا که رفته است دلم جز خدای نیست
داند خدا و بس که بود در کجا دلم
حیف است بشکنند بسنک جفا که هست
یک شیشه پر ز جوهر مهر و وفا دلم
بیگانه گشته است ز خلق جهان صغیر
تا با علی و آل شده آشنا دلم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و تعلق خاطر خود به معشوق صحبت میکند. او به زیباییهای عشق و حالتی که در آن قرار دارد اشاره میکند و میگوید که دلش با معشوقش پیوند خورده و دیگر به دنیا اهمیت نمیدهد. شاعر به دنبال آرامش و صفای دل است و به یک پیاله که نماد عشق و وفا است اشاره میکند. او همچنین از ارتباط عمیق خود با خدا و آشنایی با اهل بیت (علی و آل) سخن میگوید و احساس میکند که اکنون از دنیا و مردم دور شده و فقط به معشوق و خدایش فکر میکند.
هوش مصنوعی: وقتی در دام موهای محبوب افتادم، دلم ناگهان از همه وابستگیهای دنیایی آزاد شد.
هوش مصنوعی: در دیر و حرم، مردم دور آن زیباروی محبوب میچرخند، چرا که جای آن معشوق دلفریب در دل من جا دارد.
هوش مصنوعی: من به سادگی و پاکی دل و روح صوفیان که از یک جرعه شراب، دل و جانم را سرشار از صفا کردهاند، افتخار میکنم.
هوش مصنوعی: با لطف و کمک خضر، به عمق تاریکیها رسیدم و در این مسیر، چشمهای از آب حیات را یافتن که دل مرا شاد و پر امید کرد.
هوش مصنوعی: دل من به جایی رفته که جز خدا کسی از آن باخبر نیست. تنها خدا میداند که دل من کجا قرار دارد.
هوش مصنوعی: جای تأسف است که محبت و وفای من را به راحتی بشکنند، چون دل من مانند یک شیشه پر از عشق و دوستی است.
هوش مصنوعی: دل من از اینکه با علی و خاندان او آشنا شده، از دیگر مردم این جهان دور شده و احساس بیگانگی میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.