ز پرده گر کنی ایماه وش عیان عارض
کند ز شرم تو ماه فلک نهان عارض
بهر کجا گذرم شرح عارض تو بود
بحالتی که ندادی بکس نشان عارض
شگفت نیست گر از آسمان بخاک افتد
نمائی ار تو بخورشید آسمان عارض
بدیده روز مرا همچو شام تار کنی
دمی که زلف پریشان کنی بر آن عارض
مگر تو حور بهشتی بدین جمال که ما
چو عارض تو ندیدیم در جهان عارض
ندیده روی قرار و سکون دگر همه عمر
هر آنکه دید چو من از تو دلستان عارض
صغیر گرد جهان گشت و همچو عارض تو
ندید درهمهٔ ماه طلعتان عارض
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و魅شی چهره معشوق اشاره میکند و میگوید اگر پرده از روی چهرهات برداری، زیباییات چون ماه در آسمان جلوهگر میشود. او میگوید هرجا که بروم، یاد چهرهات با من است، حتی اگر نشان آن را به کس دیگری نداده باشی. شاعر تعجبی ندارد اگر زیباییات درخشش بیشتری از خورشید داشته باشد و اشاره میکند که به چشمهایش، همچون شب تار، از زلف پریشان تو میشود. او همچنین از زیبایی معشوق به عنوان جمالی بهشتی یاد میکند و میگوید که مثل چهرهات را در هیچ کجا ندیدهاست. در نهایت، او به محبت و دلباختگیاش به معشوق اشاره میکند و میگوید مانند چهرهات در دنیا کسی را ندیده است.
هوش مصنوعی: اگر پرده را کنار بزنی و زیباییات را نشان بدهی، صورت ماه بر اثر شرم تو از آسمان پنهان میشود.
هوش مصنوعی: هر جا که میروم، چهره و زیبایی تو در ذهنم میگذرد، به شکلی که هیچ نشانی از خودت به کسی ندادی.
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر از آسمان به زمین بیفتد، به شرطی که تو بر روی خورشید آسمان، چهرهای بنمایانی.
هوش مصنوعی: به چشمهای من، مانند شب تاریک، بیفکن و آن زمان که موهای درهمریختهات را بر آن چهره زیبا بیندازی، همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهی.
هوش مصنوعی: آیا در بهشت حوریان به این زیبایی وجود دارد که ما در دنیا چنین زیبایی را ندیدهایم؟
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند من جمال تو را دیده باشد، دیگر در زندگی قرار و آرامش واقعی را نخواهد یافت.
هوش مصنوعی: کودک به دور دنیا سفر کرد و در هیچ جا مانند زیبایی تو را ندید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو خوش دمیده تو را خط به گرد آن عارض
بنفشه زار بود خط و گلستان عارض
قد تو سرو و تنت گل رخ ارغوان آمد
که دیده سرو گل اندام ارغوان عارض
ثبات و صبر و قرار دلم تمام به توست
[...]
کند ز جوهر معنی مرا بیان عارض
دهد ز خوبی باطن مرا نشان عارض
دعای قامت او سرو می کند در باغ
خوشم به گل که خبر می دهد از آن عارض
غبار چهرهٔ جانان نه خط مشکین است
[...]
رود ز جانم اگر بنگرم بر آن عارض
هزار عارضه ام گر بود به جان عارض
به عشق تا نزند طعنه ناصحم چه شود؟
که یک رهش بنمایی به امتحان عارض
بیفتد از نظر عندلیب عارض گل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.