پیر گشتیم و دل از عشق جوانست هنوز
دیده بر طلعت خوبان نگرانست هنوز
پایم از اشک روان در گل و چون سایه روان
دلم اندر پی آن سرو روانست هنوز
ترک چشمش بهوا داری ابرو و مژه
عالمی کشته و تیرش به کمانست هنوز
عاشقان خویش رساندند به سر حد یقین
شیخ در مسئلهٔ ظن و گمانست هنوز
از یکی جلوه که در روز ازل کرد آنشوخ
شورش و غلغله در خلق جهانست هنوز
گفت با کوه شبی قصه خود را فرهاد
کمر کوه از آن غصه کمانست هنوز
گر از آن غنچهٔ لب کام گرفته است صغیر
همچو بلبل ز چه در شور فغانست هنوز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و غم و اندوهی است که با گذشت زمان هنوز در دل باقی مانده است. شاعر به پیری و عشق جوان اشاره میکند و میگوید که اگرچه سالها گذشته، اما عشق و زیباییهای طبیعی همچنان او را مشغول کرده است. او از چشم و ابرو و مژگان معشوق سخن میگوید که بر دل عاشقان اثر میگذارد و در آنها شور و شوق ایجاد میکند. همچنین به یقین و یقینپذیری عشق اشاره میشود و میگوید که حتی تجربههای گذشته نیز نتوانسته این عشق را کمرنگ کند. در نهایت، شاعر به اندوه عمیق خود و دردی که هنوز در دلش حس میکند، اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ما پیر شدیم اما قلبمان هنوز جوان عاشق است. هنوز چشمانمان به دنبال زیباییهاست.
هوش مصنوعی: پایم در گلهای پر از اشک غوطهور است و دل من همچون سایهای آرام، به دنبال آن سرو زیبای روان است.
هوش مصنوعی: چشمان او باعث شدهاند که ابرو و مژهاش دنیا را به دردسر بیندازد و هنوز تیر نگاهش مانند کمانی بر کشیده باقی مانده است.
هوش مصنوعی: عاشقان به مرحلهای از یقین و اطمینان رسیدند، اما شیخ هنوز در موضوع شک و تردید به سر میبرد.
هوش مصنوعی: حرکت و زیبایی که آن معشوق در آغاز آفرینش به نمایش گذاشت، هنوز هم در دلهای مردم و در جهان سر و صدا و هیجان به پا کرده است.
هوش مصنوعی: فرهاد در شبی با کوه صحبت کرد و غصهاش را برایش بازگو کرد. غصهای که داشت، آنقدر بر او سخت بود که کمربند کوه را زیر فشار گذاشت و هنوز هم اثر آن درد وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر آن کودک که از لبهایش لذت برده، مثل بلبل در حال فریاد زدن است، پس چرا هنوز در هیجان و شوق به سر میبرد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بار عشق تو مرا بر دل و جانست هنوز
مهر روی تو بدان مهر و نشانست هنوز
سرّ عشقست که نکردیم ملا در همه عمر
در درون دل غمدیده نهانست هنوز
گرچه یاد از من دلخسته نیاری هرگز
[...]
خاک شد جسم و غمت مونس جانست هنوز
سوخت دل جان به جمالت نگرانست هنوز
حسنت از زینت خط رنگ دگر یافت ولی
در دل ما غم عشق تو همانست هنوز
اثری در دل پر سوز ز خونابه نماند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.