هر صاحب نامی دمی آرام ندارد
آسوده دل آنکو بجهان نام ندارد
منعم تو و آنخانهٔ پرگندم و صد غم
درویش جوی غصهٔ ایام ندارد
آن مرغ که رقصان شده از دیدن دانه
بیچاره مسکین خبر از دام ندارد
آغاز مکن کجروی ای دوست که هر کار
بیرون رود از راستی انجام ندارد
آن بنده تمامست که بر درگه سلطان
در خدمت خود دیده بر انعام ندارد
با بخت هنر سود دهد بهر تو آری
زحمت مکش ار طالعت اقدام ندارد
ز اسلام ملاف ار بدلت مهر علی نیست
کافر دل تو راه به اسلام ندارد
سلطان نجف آنکه ببام شرف او
ره تا به ابد طایر اوهام ندارد
تا گشت صغیر از دل و جان بندهٔ آنشاه
اندوه ز انبوهی آثام ندارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی اهمیت نام و مقام در زندگی انسانها میپردازد. شاعر اشاره میکند که افرادی که دارای نام و شهرت هستند، هرگز نمیتوانند به آرامش دست یابند. در مقابل، کسانی که نامی ندارند، پیوسته در غم و اندوه زندگی میکنند. شعر به نقد دوستانی میپردازد که مسیر نادرست را در پیش میگیرند و تأکید میکند که هر کاری که بر مبنای دروغ و کجروی انجام شود، به نتیجه نخواهد رسید. همچنین شاعر خاطرنشان میکند که انسان باید در خدمت پادشاه و خداوند باشد و اگر دلش محبت واقعی را نداشته باشد، به جایی نخواهد رسید. در نهایت، شاعر به عظمت اهل بیت و جایگاه والای آنها اشاره کرده و بیان میکند که اگر کسی از خطاها و گناهانش فاصله نگیرد، آرامش نخواهد یافت.
هوش مصنوعی: هر شخص معروفی در هر لحظه آسایش ندارد، چرا که تنها کسی که در دلش آرامش دارد، کسی است که در این دنیا مشهور نیست.
هوش مصنوعی: توست که مرا بخشایش میدهی و این خانهٔ آلوده به غمهای درویش، هیچگونهای از غصههای زمانه را ندارد.
هوش مصنوعی: پرندهای که به خاطر دیدن دانه به شادی و رقص درآمده، از خطر دام و تلهای که در انتظارش است، بیخبر و ناآگاه است.
هوش مصنوعی: دوست عزیز، از راه نادرست شروع نکن، چون هر کاری که از مسیر حقیقت خارج شود، نتیجه خوبی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: بنده واقعی کسی است که در درگاه سلطان با کمال افتخار و خدمتگزاری حاضر شود، بیآنکه به توجه یا پاداشی از سوی او نیاز داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر بختت با هنر همراه باشد، برای تو فایدهای خواهد داشت. پس نیازی به زحمت کشیدن نیست اگر حکم تقدیرت چنین نیست که پیش بروی.
هوش مصنوعی: اگر در دل تو محبت علی وجود نداشته باشد، حتی اگر به ظاهر مسلمان باشی، دل تو به حقایق اسلام نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: سلطان نجف، که بر فراز مقام و شرف خود ایستاده است، تا ابد هیچ پرندهای از خیال او عبور نمیکند.
هوش مصنوعی: زمانی که کودک از دل و جان به خدمت آن شاه درمیآید، دیگر از انبوه گناهان و اشتباهات خود نگران نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آنی که چو تو گردش ایام ندارد
سلطان چو تو معشوق دلارام ندارد
چون دانهٔ یاقوت تو گل دانه ندارد
چون دام بناگوش توبه دام ندارد
بادی نبزد در همه آفاق که از ما
[...]
عشقست طلسمی که در و بام ندارد
آن کس که ازو یافت نشان نام ندارد
بس حله الوان به قد عشق بریدند
یک جامه به اندازه اندام ندارد
بادی که وزد وجد کند مست محبت
[...]
میخانه چو من رند نکو نام ندارد
از می کشیم شکوه لب جام ندارد
از ثابت و سیاره گردون بحذر باش
کاین مزرعه یکدانه بیدام ندارد
هر سنگ که خورد از کف اطفال نگهداشت
[...]
پروای خط آن عارض گلفام ندارد
از سادگی این صبح غم شام ندارد
پاس دل خود دار که آن زلف گرهگیر
یک دانه بغیر از گره دام ندارد
با دوری دلها چه کند قرب مکانی
[...]
تنها نه ز زلفت دلم آرام ندارد
خود کیست که سر در پی این دام ندارد!
شمشاد قدان جمله به بالای تو نازند
سروی چو قدت گلشن ایّام ندارد
سررشتة پاس دل ما خوب نگه دار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.