رندان عمل برای رضای خدا کنند
یعنی ز خویش خلق خدا را رضا کنند
در هر صباح پاکدلان مسیح دم
انفاس خویش همره باد صبا کنند
چون غنچه کز نسیم سحرگاه بشکفد
از کار بستهٔ دگران عقده وا کنند
تا هست کیمیای محبت به حیرتم
خلق جهان چرا طلب کیمیا کنند
گیتی بهشت نقد فقیر و غنی شود
گر اغنیا حقوق فقیران ادا کنند
دیوار محکمی نتوان یافت در جهان
شاد آن کسان که تکیه بلطف خدا کنند
ای کاش بودشان سفری در دل آنگروه
کز فکر خود سفر به بروج سما کنند
هرگز نگشته جمع خودی با خدا صغیر
مردان خدا گرفته خودی را رها کنند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عمل virtuous و نیکوکارانه است که انسانها باید برای خدا انجام دهند. شاعر تأکید میکند که انسانهای پاکدل باید با نیات خالص خود، دیگران را خوشحال کنند. همچنین به این نکته اشاره میکند که اگر ثروتمندان حقوق فقیران را پرداخت کنند، دنیا بهشتی برای همه خواهد شد. او خواهان زاویهدید معنوی و ترک خودخواهی است و از افراد میخواهد که به خدا نزدیکتر شوند و خود را از منیت رها کنند. این آثار قلبی و معنوی باعث میشود انسانها به یکدیگر کمک کنند و زندگی بهتری داشته باشند.
هوش مصنوعی: افرادی که در مسیر خوب و پسندیده حرکت میکنند، کارهایشان را فقط برای رضایت خدا انجام میدهند و هدفشان این است که باعث خوشنودی و رضایت مردم شوند.
هوش مصنوعی: در هر صبح، افراد پاکدل مانند مسیح، با نفسهای خود همراه با نسیم صبحگاهی میشوند.
هوش مصنوعی: مانند غنچهای که در صبح زود از نسیم باز میشود، افرادی که در کار دیگران گرفتارند، نیز مشکلات و بند و موانع خود را از بین میبرند و آزاد میشوند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق واقعی وجود دارد، چرا مردم به دنبال چیزهای ارزشمند دیگر بگردند؟
هوش مصنوعی: اگر ثروتمندان حقوق فقیران را پرداخت کنند، دنیا برای همه بهشتی خواهد شد.
هوش مصنوعی: در این دنیا دیواری محکم و غیرقابل نفوذ وجود ندارد، اما کسانی که به لطف و رحمت خداوند تکیه میکنند، همیشه شاد و خوشحال خواهند بود.
هوش مصنوعی: ای کاش آنها سفری داشته باشند در دل آن گروهی که از افکار خود به آسمانها سفر میکنند.
هوش مصنوعی: هرگز جمع آدمهای خودخواه و خداوند تشکیل نمیشود. انسانهای کوچکی که به دنبال منافع خود هستند، نمیتوانند خودخواهی را کنار بگذارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای پیشوای شرع که ایناء روزگار
از بهر دفع ظلم بتو النجا کنند
ارباب فضل ملتزم منّتی شوند
در خدمت تو گر بمثل جان فدا کنند
احوال روزگار از آن شد که بعد ازین
[...]
آنجا که وصف گیری آن دلربا کنند
از مشک اگر کنند حدیثی خطا کنند
گر کام اوست ریختن خون عاشقان
آن به که کامش از دل شیدا روا کنند
بیهوده رنج میبرد از دست ما طبیب
[...]
درد دل مرا چو اطبا دوا کنند
درمان درد ما لب لعل شما کنند
بیچارگان شوق که بینند روی او
این بس بود ز دور که او را دعا کنند
شاهان چو در گذار ببینند خسته ای
[...]
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بُوَد که گوشهٔ چشمی به ما کنند
دَردَم نهفته بِه ز طبیبانِ مدعی
باشد که از خزانهٔ غیبم دوا کنند
معشوق چون نقاب ز رخ درنمیکشد
[...]
آنجا که وصف سرو گل اندام ما کنند
جانها به جای جامه به بویش قبا کنند
آنان که یافتند اثر کیمیای «فضل »
مس را به التفات نظر کیمیا کنند
ای خسته ای که بی خبر از درد دوستی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.