با بت ساده نشستن که ثواتبست و مباح
خوش بود خاصه که گیری ز کفش ساغر راح
در ره عشق بتان کوش که صاحبنظران
جز در این راه ندیدند و نجستند فلاح
نه عجب گر در رحمت شده بر ما مفتوح
تا که از عشق بدستام ده ما را مفتاح
کرد در دیر مغان منزل و بگرفت قرار
بعد عمری که دلم بود به عالم سیاح
همه را گر سر جنگ است بما با همه کس
ما بصلحیم و نکوشیم مگر در اصلاح
بیوفائی جهان بین که بشب شاهد تست
در کنار دگری خفته چو بینی بصباح
از جهان بکذر اگر مرد رهی کز مردان
درنیاورده کس این زال دنی را بنکاح
در جهان هیچ نیندوخت بجز مهر علی
چون صغیر آنکه درآمد به ره خیر و صلاح


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و جاذبههای آن میپردازد و از زیبایی و لذت ناشی از نشستن با معشوق سخن میگوید. او بر این نکته تأکید دارد که صاحبنظران تنها در راه عشق حقیقی موفق به یافتن نیکبختی شدند. با اشاره به رحمت الهی و پناه بردن به محبت و عشق در دنیای آشفته، شاعر به دنبال صلح و اصلاح در روابط انسانی است. او از بیوفاییهای دنیا و نشانههای آن میگوید و بر این باور است که تنها محبت علی است که پایدار میماند. در نهایت، شاعر خود را در مسیر خیر و صلاح یافته و به اهمیت عشق در زندگی اعتراف میکند.
هوش مصنوعی: نشستن در کنار معشوق، که هم زیبا و هم آزاد است، بسیار دلپذیراست، به ویژه وقتی بتوانی از او شراب بن drinking.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق معشوقان تلاش کن؛ زیرا اهل نظر تنها در این راه به موفقیت دست یافته و آن را جستجو کردهاند.
هوش مصنوعی: اینکه رحمت الهی بر ما گشوده شده تعجبی ندارد، زیرا از عشق او، درهای گنجینههای خیرهکنندهای برای ما باز شده است.
هوش مصنوعی: در میخانهٔ مغان سکونت گزید و پس از سالها که دلم در پی گشت و گذار بود، آرامش را پیدا کرد.
هوش مصنوعی: اگر همه با ما در حال جنگ باشند، ما با همه در صلح هستیم و فقط در تلاشیم که مشکلات را برطرف کنیم.
هوش مصنوعی: به دنیا توجه کن که شبها تو را میبیند، در حالی که در کنار دیگری خوابیدهای، و صبح که میشود، این مسئله را درمییابی.
هوش مصنوعی: اگر مردی میخواهد از دنیای فانی عبور کند، باید بداند که از میان انسانها هیچکس به همان شکل که باید، به کمال نرسیده است. این زال دنیا را با هیچکس نمیتواند پیوند بزند.
هوش مصنوعی: در این جهان، جز محبت و دوستی علی، هیچ چیز دیگری ارزش ندارد، همچون کودکانی که تنها به راه نیکی و درستی وارد میشوند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بارها گفتمش این نکته بعجز و الحاح
گر همی جوئی قدر و شرف و فوز و فلاح
ابدا خوردن این وجه ترا نیست صلاح
این نه مال ملکستی که بود بر تو مباح
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.