خواهم ای شوخ ببوسم همهٔ اعضایت
گه ز پا تا به سر و گاه ز سر تا پایت
حیلت انگیخته ام بلکه دو نوبت افتد
نوبت بوسه به لعل لب شکر خایت
رونق قند برد قیمت شکر شکند
این حلاوت که بود در لب جان افزایت
عاشقان گر بتو آرند هجوم این نه عجب
مگسانند که آیند پی حلوایت
از که آموختی این شیوه که از غایت ناز
نیست جز درد دل و در دیدهٔ عاشق جایت
کج نهادن کله و زلف بپا افکندن
راستی طرفه قبائی شده بر بالایت
جویها هر طرف از دیده نمایم جاری
آیدم چون بنظر سرو قد رعنایت
سر سیر چمنم نیست بدور رخ تو
چیست گل پیش گل روی چمن آرایت
بیکی بوسهٔ جانان سر و جان ده چو صغیر
خواهی ار سود دو عالم بری از سودایت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی محبوبش میپردازد و بیان میکند که چگونه از او لذت میبرد. او میخواهد همه اعضای بدن محبوب را ببوسد و بر زیبایی لبهای شکرین او تأکید میکند. شاعر با اشاره به اینکه عشق و زیبایی او بینظیر است، میگوید که هیچ کس نمیتواند نسبت به جذابیت او بیتفاوت باشد. او نکات ریزی از ناز و دلفریبی محبوب را به تصویر میکشد و در نهایت تأکید میکند که در عشق، یک بوسه از محبوب میتواند جان او را سیراب کند.
هوش مصنوعی: میخواهم ای عزیز، همهی بخشهای بدنت را ببوسم؛ گاهی از پا تا سر و گاهی از سر تا پا.
هوش مصنوعی: من تدبیری اندیشیدهام تا به دو نوبت فرصت بوسه زدن به لبهای شیرین تو دست یابم.
هوش مصنوعی: با رونق پیدا کردن قند، قیمت شکر کم میشود. این شیرینی که در لب ما بود، جان ما را بیشتر شاداب میکند.
هوش مصنوعی: عاشقان وقتی به سمت تو میشتابند، جای تعجب نیست. مانند مگسهایی هستند که به سوی شیرینی میآیند.
هوش مصنوعی: از چه کسی یاد گرفتی که اینقدر با ناز و ادا رفتار کنی؟ در حقیقت، از این همه ناز و زیبایی فقط درد دل باقی میماند و در چشمان عاشق، تو هیچجایی نداری.
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم این بیت را به زبان سادهتری بیان کنیم، میتوان گفت: وقتی سرت را کج میکنی و موهایت را به حالت دلپذیری میریزی، زیبایی خاصی پیدا میکنی که همه را مجذوب میکند.
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکنم، جویهایی را میبینم که در حال جاری شدن هستند. من هم مانند این جویها به سمت تو میآیم، چون زیبایی قامت و ظرافت تو را میبینم.
هوش مصنوعی: من در میان چمن و گلها شادی و لذت ندارم، زیرا زیبایی تو برایم همه چیز است و هیچ چیز دیگری برایم اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: اگر به یک بوسه از معشوق دل ببندی و جانت را فدای او کنی، در این صورت اگر میخواهی مانند یک کودک باشید و از خیر دنیا و آخرت بهرهمند شوی، باید از عشق او بگذری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سر تسلیم نهادیم به حکم و رایت
تا چه اندیشه کند رای جهان آرایت
تو به هر جا که فرود آمدی و خیمه زدی
کس دیگر نتواند که بگیرد جایت
همچو مستسقی بر چشمه نوشین زلال
[...]
ای حریم حرم قرب الهی جایت
طرف جنت فردوس کجا پروایت
چون شدی از حرم ملک به سیر ملکوت
بود در انجمن خیل ملک غوغایت
طوطیان حرم قدس به حرم مشتاقت
[...]
ای خور اندوده به زر کرده نشان پایت
ماه فرسوده ز نعلین فلکفرسایت
عرش و کرسی و فلک پایه معراج تواند
برتر از کون و مکان ساخته بیچون جایت
رونق دین تو بازار ملل کرده کساد
[...]
کرده در آیینه حسن رخ خود شیدایت
طره ز آن سلسلهها ریخته اندر پایت
رخت بر بام سموات کشد فتنه اگر
جلوه ناز بدین شیوه کند بالایت
کمتر از خون مدد دیده کن ای دل ترسم
[...]
ای قضا و قدر ایستاده بحکم و رایت
ماه و خور آینه رای جهان آرایت
تو کدامین شهی ای عشق که چون تکیه زدی
هیچ سلطان نتوان تکیه زند بر جایت
جان بکاهد غم ایام وزتو جان بخشست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.