کرده خوش جمع بهم چشم تو با بیماری
مستی و شوخی و فتانی و مردم داری
چون نمیرم چو تو آیی که ز خجلت ببرت
جان شود آب ز بی قدری و بیمقداری
حاصل من بهمه عمر شبی خواب تو بود
ای بسا خواب که بهتر بود از بیداری
برد زلفت دلم از دست هزاران طرار
ای عجب طره که دیده است بدین طراری
مستیم رنج خمار آرد و هشیاری غم
حالتی کو بدر از مستی و از هشیاری
خار اگرخوار بود وصل گلش هست بکام
جای دارد که تحمل کند از این خواری
جور اغیار و غم یار ز من برده شکیب
وصل کو تا بمن آسان کند این دشواری
هر دمم رنگ دگر روی دهد غم تا چند
زرد رویی کشم از این فلک زنگاری
با چنین ضعف ز هم شیر فلک را بدرم
اسد الله علی گر کند از من یاری
آنکه یکدم نهد از عالم ایجاد بنا
نگرد چون به عدم با نظر معماری
کم و بسیار از او خواه که پیش کرمش
نکند هیچ تفاوت کمی و بسیاری
باری از اوست بپا عالم هستی که بود
ذات او مظهر اسماء صفات باری
خادم پیر زنان قاتل شمشیرزنان
اینش از حق صفت راحمی و قهاری
گوش جان را بگشا تا شودت راه صواب
روشن از این مثل و راه خطا نسپاری
چون در آئینه رخ خویش به بینی شاید
عکس را ز آینه فرقی به میان نگذاری
عکس و آئینه بدانگونه به هم آمیزند
کان دو را در نظر خویش یکی پنداری
همچنین شخص علی آینهٔ ذات خداست
نتوانی ز خدایش تو جدا بشماری
گفت احمد هو ممسوس فی ذات الله
ای خدا جوی تو باید سوی او رو آری
گر خدا را نشناسی بعلی در دو جهان
از تو جوید بعلی ذات خدا بیزاری
وصف آن جان جهان از دل و جان گوی صغیر
تا رخش بینی و جان در قدمش بسپاری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و حالتی خمار و مستی اشاره میکند که از نظر او، این حالات ناشی از عشق و دیدن محبوب است. او به بیماری دل و غمهای ناشی از فراق اشاره میکند و میگوید که هرچه در این دنیا تجربه کرده، خواب محبوبش بهتر از بیداری است. کشش و زلف محبوب، دلی را به درد آورده و غم و رنج در او دائماً در حال تغییر است. شاعر از قدرت و عظمت خداوند نیز سخن میگوید و بر اهمیت شناخت خدا و ارتباط با علی (ع) تأکید میکند و ایشان را آینهای از ذات خداوند میداند. در نهایت، اشاره به دوگانگی عکس و آینه دارد که نشان دهنده یگانگی در خداشناسی و عشق است.
هوش مصنوعی: چشمان تو با جذابیت و بازیگوشی، روحی شاداب و پرنشاط به دور خود جمع کردهاند، حالتی سرمستی و شور و شوق به وجود آورده که اطرافیانت نیز تحت تأثیر این حال و ماهیت قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: وقتی که من نمیمیرم و تو به سراغم نمیآیی، به خاطر شرم و خجالت، جانم مثل آب میشود و این بیارزشی و بیمقداری من را میسوزاند.
هوش مصنوعی: تمام عمر من به خاطر یک شب خواب تو گذشت، و چه بسیار خوابهایی که از بیداری بهتر بودند.
هوش مصنوعی: زلف زیبای تو دل مرا به شدت تحت تاثیر قرار داده و از دست هزاران زیبایی و جذابیت دیگر خارج کرده است. جالب اینجاست که این زیبایی و پیچیدگی، بر چشمها چنان اثر گذاشته که بینظیر است.
هوش مصنوعی: در حالت مستی، ناگواریهای خماری ما را آزار میدهد و هنگامی که هشیار هستیم، غمها دلمان را میزند. حالت خاصی وجود دارد که از هر دوی این شرایط رهایی یابیم.
هوش مصنوعی: اگر خار در کنار گل به حیاتش ادامه میدهد، نشان از این است که باید این رنج و خواری را تحمل کند، زیرا در نهایت گل بودنش باعث میشود که ارزشمند باشد.
هوش مصنوعی: مشکلات و سختیهایی که از سوی دیگران به من میرسد و غم و اندوهی که از جدایی یار دارم، باعث شده است که نتوانم صبر کنم. بگو، کی میتوانم به وصال او برسم تا این دشواریها برایم آسان شود؟
هوش مصنوعی: هر لحظه حال و وضعیت من تغییر میکند، تا کی باید بار غم را بر دوش بکشم و از این دنیا که پر از مشکلات و سختیهاست، غمگین و افسرده باشم؟
هوش مصنوعی: با وجود اینکه من در حال حاضر ضعیف هستم، اگر شیر آسمان (خدا) مرا یاری کند، من قادر به غلبه بر هرچیزی هستم.
هوش مصنوعی: کسی که حتی برای یک لحظه هم از عالم خلقت دور بماند، مانند معمار نیست که با نگاه به عدم بتواند بنایی بسازد.
هوش مصنوعی: از او هر قدر که بخواهی، فرقی نمیکند که کم باشد یا زیاد، چون در برابر بزرگواریاش هیچ تفاوتی بین کم و زیاد وجود ندارد.
هوش مصنوعی: خداوند خالق جهان هستی است و وجود او نمایانگر تمامی نامها و ویژگیهای الهی است.
هوش مصنوعی: این شعر به وصف شخصیتی میپردازد که هم به خدمت به افراد سالخورده علاقه دارد و هم در جنگ و نبرد قدرتمند است. این فرد، از یک سو رحمت و مهربانی را به همراه دارد و از سوی دیگر، قهر و قدرت را نیز تجسم میکند. در واقع، او ترکیبی از ویژگیهای مثبت و منفی است که در رفتار و کردار او بروز میکند.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به حقیقت و درک درست، گوش به نصایح و تجربیات دیگران بسپار. با این کار، مسیر درست و روشن را پیدا میکنی و از اشتباهات و انحرافات دور میمانی.
هوش مصنوعی: زمانی که در آینه چهره خود را میبینی، ممکن است که تصور کنی تفاوتی بین آنچه در آینه میبینی و خودت وجود ندارد.
هوش مصنوعی: عکس و آینه به گونهای با هم ترکیب میشوند که انسان آن دو را در نظر خودش به عنوان یک چیز واحد میبیند.
هوش مصنوعی: علی جلوهای از ذات خداوند است و نمیتوانی او را از خدا جدا و مستقل در نظر بگیری.
هوش مصنوعی: احمد میگوید که اگر به خداوند فکر میکنی، باید به او روی بیاوری و به جستجوی او بپردازی.
هوش مصنوعی: اگر خدا را نشناسی، علی در دو جهان از تو میخواهد و تو را به خاطر بیزاری از ذات خدا سرزنش میکند.
هوش مصنوعی: توصیف آن موجود محبوب که روح و جان جهان است، از دل و احساساتت بگو، تا زمانی که او را ببینی و جانت را در راهش فدای او کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای نگاری که ز دل کفر و ز رخ دین آری
دل من بردی و کردی رخ من دیناری
چشم تو دین برباید رخ تو باز دهد
چه بلائی تو که هم دین بر و هم دین آری
گل با خار بود نرگس بی خار بود
[...]
هر کجا تازه بخندید گل رخساری
بر رخم بشکفد از خون جگر گلزاری
عشق بازی به جهان کار چو من بی کاریست
که جزین کار ندانم من ومشکل کاری
بر دل از عشق حرج نیست که نادر یابی
[...]
خبر از عیش ندارد که ندارد یاری
دل نخوانند که صیدش نکند دلداری
جان به دیدار تو یک روز فدا خواهم کرد
تا دگر برنکنم دیده به هر دیداری
یعلم الله که من از دست غمت جان نبرم
[...]
ای نسیم سحری هیچ سر آن داری
کز برای دل من روی به جانان آری
پیش آن جان و جهان عرض کنی بندگیم
باز بر لوح دلش نقش وفا بنگاری
ور مجالی بودت گو که فلان میگوید
[...]
آخر ای دوست به من به من باز نظر کن باری
چه شود گر شود آسوده ز یاری یاری
گاه گاهی چه شود گر به سرم برگذری
تا مرا هم به خیالت شود استظهاری
ترکِ طوفِ چمن باغِ وفا نتوان کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.