حبیب خلوتیم ای نگار هر جائی
که رخ نهفتهٔی اندر نقاب پیدایی
ترا جمالی باشد که گاه دیدن آن
چو سیل خون رود از دیده تماشایی
مرا چه باک ز رسوایی است در غم تو
که آبروی محبان تست رسوایی
بدور چشم تو خوار است میکه مردم را
بس است دیدن چشم تو باده پیمایی
به پیش لعل تو ماند تهاجم عشاق
تهاجم مگسان بر دکان حلوایی
به نرخ جان دهی ار بوسه بهر بردن سود
تمام خلق جهان میشوند سودایی
ز پا درآید سرو سهی اگر بزند
به پیش قد تو لاف بلند بالایی
کجا به سرو توان کرد قامتت تشبیه
که آن ز قد تو آموخته است رعنایی
توان بچشم تو کی داد نسبت نرگس
که آن ز چشم تو آموخته است شهلایی
بیک نگه دل و دین برد چشمت از عشاق
بلی چنین بود آئین ترک یغمایی
کسی بوصل تو هرگز رهی نخواهد یافت
جز آنکه خویش دهی کام او بخودرایی
چو من به عشق تو زنار در میان بندد
هر آنکه بیند آن طرهٔ چلیپایی
چنان به زلف تو شیدا شدم که صد زنجیر
به عقل باز نگرداندم ز شیدایی
چو زد قدم شه عشقت مرا بملک وجود
سپرد عقل بدو امر کارفرمایی
چنانکه داد رسول خدا به خم غدیر
بدست حیدر امروز امر مولایی
تبارک الله از این روز کاندر آن اسلام
نواخت کوس تمامی به چرخ مینایی
رسول حق به ولی حق از اراده حق
سپرد دین و ستودش همی به والایی
گرفت پرده ز رخسار شاهد مقصود
پس آنگهش خود وصاف شد بزیبایی
زهی جمال جمیل حق و زهی وصاف
ولی ز خلق جهان ای دریغ بینایی
علی است دریا هستی است موج آن دریا
کس این نداند جز مردمان دریایی
علی است پادشه بارگاه ملک وجود
طفیل او همه اشیاء کنند اشیایی
علی است آنکه بطور صفا کلیمان را
کند تجلی بر سینههای سینایی
علی است آنکه ز فیض دمش شفا یابد
علیل گردد هر گه دم مسیحایی
علیست آنکه از او میخورند روزی خویش
پرندگان هوا وحشیان صحرایی
علیست آنکه همی آخت ذوالفقار دودم
که تا خدای پرستیده شد به یکتایی
بدل نباشد اگر مهر او تفاوت نیست
میان مذهب اسلام و کیش ترسایی
برب کعبه قسم طوف کعبه بیمهرش
یکی است با عمل مردم کلیسایی
چه جای خیبر نه چرخ را بیک قوت
توان ز جا کند آن خالق توانایی
بعشق صورت او در مشیمه هر انسان
رسد به مرتبه صورت از هیولایی
گر او بخواهد برنا شود به یکدم پیر
برای پیر کند عود عهد برنایی
ز صعوه صادر دارد صفات شهبازی
ز پشه ظاهر سازد شکوه عنقایی
برآید امر گر آنشاه را ز رأی منیر
ز ذره تابان گردد شعاع بیضایی
بدون لطفش کی خسروی نمودی کی
جم و سکندر از او یافتند دارایی
برابر کف دریایی وی ابرو محیط
خجل شدند ز در پاشی و گهرزایی
بعرش نور برآید ز مجلسی که در آن
کند ثناگر آنشاه مجلس آرایی
کنند هر جا وصفش ملایک از کثریت
ببال هم بگزینند جا ز بی جایی
صغیر گوید اگر مدح او همی شاید
که داده بهر همینش خدای گویایی
بدهر تا دل مسرور و خاطر غمگین
علامتش رخ حمرایی است و صفرایی
رخ عدوش چو برگ حزان ز غم اصفر
رخ محبش چون گل قرین حمرایی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق، زیبایی و مقام والای علی (ع) است. شاعر با احساسی عمیق به توصیف زیبایی معشوق میپردازد و از تأثیر آن بر خود صحبت میکند. او در عین حال به شعف و شیدایی خود از عشق اشاره کرده و میگوید که هیچ کس نمیتواند به مقام وصال معشوق برسد، مگر آنکه خود را به او بسپارد. به ویژه، شاعر علی (ع) را به عنوان مظهر حق و زیبایی معرفی میکند و مقام او را فراتر از همه موجودات میداند. در نهایت، به وحدت بین حق و محبت و تأثیر آن بر زندگی انسانها اشاره میکند و بر اهمیت علی در اسلام تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ای محبوب دوستداشتنی من، هر جایی که چهرهات در پردهای پنهان است، تو همواره در دل من حضور داری.
هوش مصنوعی: هرگاه زیبایی تو را میبینم، چنان احساساتی در من به وجود میآید که اشک خونین از چشمانم جاری میشود.
هوش مصنوعی: مرا نگران رسوایی نیست، زیرا عشق تو باعث افتخار محبان تو شده است.
هوش مصنوعی: هر چیز دیگری در غیاب تو بیارزش است و فقط دیدن چشمان تو برای مردم کافی است که از شوق و لذت زندگی کنند.
هوش مصنوعی: عشاق به خاطر زیبایی تو قدری به تو حمله میکنند که مثل مگسهایی میباشند که به دکان شیرینیفروشی میرسند.
هوش مصنوعی: اگر به قیمت جان خود بوسهای بدهی، تا تمام مردم جهان از آن بهرهمند شوند، هر کسی برای این کار دیوانه و شیدا میشود.
هوش مصنوعی: اگر کسی قد و قامت تو را ببیند، حتی سرو بلند و زیبا هم از خود بیخود میشود و به شکوه تو افتخار میکند.
هوش مصنوعی: کجا میتوان درختی را یافت که قامت تو را توصیف کند، چرا که زیبایی و جذابیت تو از قامت تو آموخته شده است.
هوش مصنوعی: چگونه میتوان به چشم تو نگریست و با نرگس مقایسه کرد، در حالی که آن هم از زیبایی چشمان تو الهام گرفته است؟
هوش مصنوعی: با یک نگاه تو، دل و ایمانم را به راحتی بردی. چشمت بر عاشقان میتابد و بیتردید این همان کردار خاص ترکهاست، که به یغما میبرند.
هوش مصنوعی: هیچکس به وصال تو دست نخواهد یافت مگر اینکه خود را فدای عشق تو کند و تمام وجودش را برای رسیدن به تو بگذارد.
هوش مصنوعی: وقتی من به خاطر عشق تو خود را در بند و زنجیر میکنم، هر کسی که آن موهای پر پیچ و تاب تو را ببیند، همانند من در عشق گرفتار میشود.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جاذبه زلف تو، آنقدر دلبسته شدم که حتی صد زنجیر عقل نتوانست مرا از این شیدایی بازدارد.
هوش مصنوعی: وقتی که معشوق قدم در عالم وجود گذاشت، عشق مرا به او سپرد و عقل را به عنوان فرماندهای برای کارهایم منصوب کرد.
هوش مصنوعی: شکلی از رهبر بودن و سرپرستی را به حضرت علی (علیهالسلام) در روز غدیر خم نسبت میدهد که نشاندهندهی اهمیت و مقام والای ایشان در رهبری و هدایت مسلمانان است. این بیت اشاره دارد به اینکه امروز نیز همانند آن زمان، این رهبری و مقام به ایشان تعلق دارد.
هوش مصنوعی: خداوند را سپاس که در این روز، در اسلام، صدای خوشی به گوش میرسد که در همه جا طنینانداز است.
هوش مصنوعی: پیامبر خدا، دین را به ولی خدا واگذار کرد و او را به خاطر مقام بلندش ستایش نمود.
هوش مصنوعی: پس از اینکه پرده از چهره ی معشوقه کنار رفت، زیبایی او به وضوح و روشنی نمایان شد.
هوش مصنوعی: ایجاد زیبایی حق، بسیار شگفتانگیز است و ستایشگر او نیز بزرگ و کامل است، اما افسوس که انسانها از زیباییهای واقعی دنیا بیبهرهاند.
هوش مصنوعی: علی مانند دریا است و هستی او همانند موجی در این دریا است. این واقعیت را تنها کسانی درک میکنند که عمق این دریا را بشناسند و به رازهای آن پی ببرند.
هوش مصنوعی: علی پادشاهی است که در تمام عوالم و وجود چشمگیر است. تمامی موجودات به واسطه او به وجود آمده و به نوعی از او تأثیر پذیرفتهاند.
هوش مصنوعی: علی کسی است که به طرز دلنشینی در دلها و جانها نور و روشنایی میبخشد و مانند تجلی خداوند بر کوه سینا، حقیقت و کمال را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: علی کسی است که با نفس مبارکش، بیماران شفا پیدا میکنند و هر بار که نفسش به آنها برسد، بهبودی مییابند.
هوش مصنوعی: پرندگان آسمان و حیوانات صحرا از روزی که به آنها داده میشود، به علی وابستهاند.
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که فردی که با شمشیر ذوالفقار (شمشیر معروف علی) میجنگد، در واقع از خداوندی پشتیبانی میکند که یکتاست و او را عبادت میکند. در واقع، اشاره به ایمان و توکل فرد به خدا دارد.
هوش مصنوعی: اگر محبت او در دل نباشد، هیچ تفاوتی بین دین اسلام و آیین مسیحیت وجود ندارد.
هوش مصنوعی: به کعبه قسم که طواف کردن دور کعبه بدون محبت و عشق، همانند اعمال مردم در کلیسا است.
هوش مصنوعی: هیچ جایی مانند خیبر نیست که با قدرتی عظیم، بتواند چرخ را از جای خود حرکت دهد؛ این کار تنها از خالق توانایی که همه چیز را در دست دارد، برمیآید.
هوش مصنوعی: در عشق او، هر انسانی به مرحلهای از زیبایی و کمال میرسد که فراتر از حالت اولیه و خام خود است.
هوش مصنوعی: اگر او بخواهد، در یک لحظه جوان میشود و برای پیر شدن به عود زندگیاش برمیگردد.
هوش مصنوعی: پرندهای که از صعوه (نوعی پرنده کوچک) به دنیا آمده، ویژگیهای شهباز (پرندهای بزرگ و قدرتمند) را دارد. همچنین، از مگس (پشه) نیز میتواند جلوهای را مانند عنقا (پرندهای افسانهای و زیبا) به نمایش بگذارد.
هوش مصنوعی: اگر آن پادشاه بر اساس نظر و اندیشهام عمل کند، در آن صورت از ذرات نورانی، نور و درخشندگی خاصی به وجود خواهد آمد.
هوش مصنوعی: بدون کمک و لطف او، آیا کسی میتواند به مقام سلطنت دست یابد؟ آیا جم و سکندر نیز به ثروت و قدرت خود بدون این کمک دست پیدا کردند؟
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و دلربای او چنان جذاب است که در برابرش، دریا هم شرمنده و خجالتزده به نظر میرسد. این زیبایی و جاذبه او باعث میشود که دریا هم احساس کمبودگی کند و در برابر عظمت او، خود را کوچک بیابد.
هوش مصنوعی: از جایگاهی که در آن به ستایش پادشاه بزرگ پرداخته میشود، نوری به آسمان میتابد و برکت و روشنایی آن مجلس را فرا میگیرد.
هوش مصنوعی: هر جا که فرشتگان از زیبایی و صفات او سخن میگویند، به خاطر کثرت او، با نعمتهای خود به جلوه او پا میگذارند و نشان میدهند که او در همه جا حضوری خاص دارد.
هوش مصنوعی: اگر فرد کوچکتری بخواهد از او تعریف کند، باید بداند که خدا به او سخنوری داده است تا بتواند این کار را بکند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل شاد و ذهن غمگین است، نشانهاش رنگ چهرهای قرمز و زرد است.
هوش مصنوعی: چهره محبوبی مانند برگهای زرد پاییز به خاطر غم زرد و پژمرده است، اما چهرهی محبوبش مانند گلی سرخ و شاداب به نظر میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرفتمت که رسیدی بدانچه میطلبی
گرفتمت که شدی آنچنان که میبایی
نه هر چه یافت کمال از پیش بود نقصان
نه هر چه داد، ستد باز چرخ مینایی؟!
بزلف مشکی، جانا، بچهره دیبایی
چو تو نباشد، دانم، کسی بزیبایی
مرا تو گویی: در هجر من شکیبا شو
کرا بود ز چنین صورتی شکیبایی ؟
زبان ببندی و هر ساعت از حدیث مرا
[...]
بر من آمد دوش آن در چشم بینائی
ز بهر جستن تدبیر رای فردائی
هرآنچه داشت بدل راز پیش من بگشاد
بلی چنین سزد از یکدلی و یکتائی
چه گفت گفت بخواهم شدن ز تو یکچند
[...]
کریم بار خدایا به ما توبه شائی
غریب نیست اگر بر همه ببخشائی
اسیر و عاجز و بیچاره و گنهکاریم
نهاده گوش به امر تو تا چه فرمائی
به درگه تو چه خیزد ز ما و طاعت ما
[...]
بزرگوارا در انتظار بخشش تو
نمانده است مرا طاقت شکیبائی
سه چیز رسم بود شاعران طامع را
نخست مدح و دوم قطعه تقاضائی
اگر بداد سوم شکرا اگر نداد هجا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.