فسرده طبع من ای عندلیب دستانساز
چه روی داده که برناید از تو هیچ آواز
مگر چه شد که تو گشتی ز خویشتن مأیوس
چو صعوهئی که در افتد به چنگل شهباز
گر از حوادث دهری ملول ایمن باش
که نیست بار خدا را کسی بملک انباز
هر آنچه بینی حقبین و بس سخن کوتاه
مپوی راه دو بینی مسا ز قصه دراز
اگر بدیده تحقیق بنگری بینی
حقیقت است که پوشد همی لباس مجاز
غرض ز کنج خموشی بچم بطرف چمن
غزلسرای و سخنگوی و ساز عشرت ساز
رسید فصل گل و کبک و بوالملیح و تذرو
ببوستان همه در نغمهاند و سوز و گداز
فتاده غلغله در سقف آسمان بلند
ز بس ترانه زیر و بم و نشیب و فراز
شعاع شمس نتابد دگر بصحن چمن
ز بس که مرغ کند در هوای آن پرواز
گرفته لاله بدل داغ چون دل محمود
پریش طره سنبل شده چو زلف ایاز
به آب جوی در افکنده سر و سایهمگر
شنیده اینکه نکوئی کن و در آب انداز
هوا هوای بهشت است گوئیا بجهان
در بهشت در اردیبهشت گردد باز
الا بعیش و طرب کوش و باده نوش و نیوش
مر این ترانهٔ دلکش ز حافظ شیراز
در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر
در این سراچه بازیچه غیرعشق مباز
علیالخصوص به فصلی ز فصلها خوشتر
بهویژه روز شریفی ز روزها ممتاز
چه روز روز سعید غدیر کاندر وی
فتاد سر هویت برون ز پرده راز
نمود ابروی خود یار تا بدان محراب
کنند مردم دیر و کنشت و کعبه نماز
نهاد ناز و درآمد ز پشت پرده و خواست
که عالمی همه جانها بر او کنند نیاز
ز راه بنده نوازی به بندگان ز علی
نمود جلوه سراپا خدای بنده نواز
به تنگ آمدم ای عقل تا کیش خوانی
گهی خدیو عجم گاه پادشاه حجاز
گهی بمدحش گوئی نموده اینسان رزم
گهی بوصفش خوانی کز اوست این اعجاز
تو مینیاری این راه را نوردیدن
بجا بایست که عشق آمده است در تک و تاز
علی است ما حصل لااله الا هو
بحقپرستی خود ای علیپرست بناز
علی است کنز خفی کز خفای ذات قدیم
ظهور یافت بدان فر و شوکت و اعزاز
چو حق ندیدی و نشناختی چه بستائی
ببین و بشناس آنگه به بندگی پرداز
اگر خدا طلبی روی در علی (ع) آور
اگر علی طلبی بین بشاه صابر باز
جهان صبر و محیط صفا و قلزم صدق
سحاب مکرمت و کوه حلم و مخزن راز
طریق اوست طریق علی و آل و صغیر
مطیع وی شده و ز هر طریق آمده باز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره غم و اندوه شخصی است که از عدم شادی و آواز پرندهها در طبیعت نگران است. شاعر به پرندهای زرد اشاره میکند که از خود مأیوس شده، و به او یادآوری میکند که در برابر حوادث زندگی باید ایمن و صبور باشد. او به حقیقتی اشاره میکند که واقعیتها غالباً در لباس اندیشههای مجاز پنهان هستند.
در ادامه، شاعر به زیباییهای بهار و فصل گل و شادی اشاره میکند و یادآور میشود که این فصل زمانی است برای عشق و خوشی. او همچنین به روز غدیر و اهمیت آن در تاریخ اسلام اشاره میکند، و به مقام علی (ع) و عظمت او میپردازد. در نهایت، شاعر به عشق و بندگی اشاره میکند و تأکید میکند که شناخت حقیقت و خداوند در راه علی (ع) و اهل بیت یافت میشود.
هوش مصنوعی: ای بلبل خوشخوان، چه بر سر من آمده که دیگر از تو هیچ صدایی نمیشنوم؟ طبع و احساس من پژمرده و غمگین است.
هوش مصنوعی: چرا ناامید شدی از خودت، مانند پرندهای که به دام شاه باز میافتد؟
هوش مصنوعی: اگر از مشکلات و حوادث روزگار احساس خستگی و ناامیدی میکنی، بدان که هیچکس نمیتواند بار و مسئولیت خداوند را در این دنیا به دوش بکشد و به تنهایی از آن رهایی یابد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که مشاهده میکنی، تنها حق را ببین و از صحبتهای طولانی بپرهیز. اگر دو راه را میبینی، از داستانهای طولانی و بیاساس دوری کن.
هوش مصنوعی: اگر با دقت و به صورت عمیق بنگری، درخواهی یافت که حقیقتی وجود دارد که در زیر پوشش ظاهری و مجازی پنهان شده است.
هوش مصنوعی: هدف من از این سکوت و خلوت، رفتن به سوی باغ و چمن است تا شعر بگویم و صحبت کنم و با نواختن ساز، لحظات خوشی را تجربه کنم.
هوش مصنوعی: فصل شکفتن گلها، پرندگان زیبای کبک و زیبایی دلفریب بهار فرارسیده است، و در باغ همه جا صدای آواز و احساسات شعفی وجود دارد.
هوش مصنوعی: صدا و شلوغی در آسمان بلند به راه افتاده است، به خاطر آنهمه ترانههایی که با زیر و بم و نوسانهای زیاد پخش میشوند.
هوش مصنوعی: دیگر شعاع آفتاب به باغ نمیتابد، زیرا پرندهی آنجا بهقدری در خیال آن محیط پرواز کرده که نور نمیتواند به زمین برسد.
هوش مصنوعی: دل لاله از غم و داغ دلی چون دل محمود پرخروش است، و موهای سنبل مانند زلف ایاز به هم ریخته و پریشان شده است.
هوش مصنوعی: سرت را در آب جوی فرو ببر و سایهات را هم در آن بینداز. آیا نشنیدهاید که کار خوب را انجام بده و خویشتن را به آب بسپار؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که این فصل، فضایی بهشتی دارد و گویی در این زمان، زمین مانند بهشت میشود.
هوش مصنوعی: زندگی کن، شاد باش، شراب بنوش و به این ترانهٔ زیبا که از حافظ شیراز است گوش کن.
هوش مصنوعی: در این مکان معنوی جز پیاله را نگیرید و در این محل به جز عشق، به هیچ چیز دیگر نپردازید.
هوش مصنوعی: بهطور خاص، در میان فصلها، یک فصل وجود دارد که زیبا و دلپذیر است و همچنین روزی خاص و با ارزشتر از روزهای دیگر است.
هوش مصنوعی: روز شاد و مبارک غدیر است، روزی که هویت و چهرهی واقعی در پس پردهای از رازها، آشکار شد.
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر زیبایی از ابروهای یار اشاره دارد، که چنان جذاب و دلربا است که مردم را به سمت مسجد و کعبه برای نماز خواندن جذب میکند. به نوعی، زیبایی آن ابرو قدرتی دارد که دلها را به سمت عبادت و معنویت میکشاند.
هوش مصنوعی: نفس لطیف و ظریف به آرامی جلوهگری کرد و خواست که تمام انسانها برای او دعا کنند و نیازمند او شوند.
هوش مصنوعی: از طریق محبت و مهربانی، علی به بندگان خدا نشان داد که همه جا صفات خداوند را میتوان دید.
هوش مصنوعی: من از تو ای عقل به ستوه آمدهام، تا کی میخواهی مرا به فکر وادار کنی؟ گاهی تو از عظمت شاهان عجم حرف میزنی و گاهی از قدرت پادشاهان حجاز.
هوش مصنوعی: زمانی دربارهی او صحبت میکنی و او را ستایش میکنی که این کار به میدان رزم شبیه است، و زمانی دیگر او را توصیف میکنی و میگویی که این معجزات از اوست.
هوش مصنوعی: شما نمیتوانید این مسیر را به تنهایی طی کنید؛ بهتر است که بایستید، زیرا عشق در حال آمدن است و همه چیز را تحت تاثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: علی، نتیجه و حاصلِ اعلام توحید است. ای کسانی که به علی اعتقاد دارید، به خود ببالید و افتخار کنید.
هوش مصنوعی: علی همچون گنجی نهان است که از راز ذات قدیم خود، با زیبایی و عظمت و شرف، به ظهور رسیده است.
هوش مصنوعی: اگر حقیقت را ندیدی و نشناختی، چه چیزی را میخواهی ستایش کنی؟ اول آن حقیقت را ببین و بشناس، سپس به انجام بندگی و خدمت بپرداز.
هوش مصنوعی: اگر خدا را جستجو میکنی، به چهرهی علی (ع) نگاه کن و اگر علی را میخواهی، او را در چهرهی شاه صابر ببین.
هوش مصنوعی: جهان پر از صبر و آرامش است و در آن دریای صداقت و وفا وجود دارد. همچنین، خوبیها مانند ابرها نازل میشوند و کوه صبر و درون انسانها، پنهان رازهای بسیاری است.
هوش مصنوعی: راه او همان راه علی و اهل بیت است و همه کوچکترها به فرمان او درآمده و از هر سوی به او بازگشتند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زمانه اسب و تو رایض، به رای خویشت تاز
زمانه گوی و تو چوگان به رای خویشت باز
اگرچه چنگ نوازان لطیف دست بوند
فدای دست قلم باد دست چنگ نواز
تویی، که جور و بخیلی به تو گرفت نشیب
[...]
اگر چه دیده افعی بخاصیت بجهد
بدانگهی که زمرد بدو بری بفراز
من این ندیدم، دیدم که خواجه دست بداشت
برابر دل من بترکید چشم نیاز
اگر دو دیده افعی بهخاصیت بکند
بدانگهی که زمرد بدو برند فراز،
من این ندیدم و دیدم که میر دست بداشت
برابر دل من بترکید چشم نیاز.
بهشت وار شد از نوبهار گیتی باز
در بهشت بر او کرد چرخ گوئی باز
درم درم شده روی زمین چو پشت پلنگ
شکن شکن شده آب شمر چو سینه باز
سرشگ ابر کند هر فراز را چو نشیب
[...]
چو عزم کاری کردم مرا که دارد باز
رسد به فرجام آن کار کش کنم آغاز
شبی که آز برآرد کنم به همت روز
دری که چرخ ببندد کنم به دانش باز
اگر ندارم گردون نگویدم که بدار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.