عدد صدراعظم ار خواهی
هست بیشک هزار و سیصد و پنج
نود و یک پس از هزار و دویست
عدد نام اوست در فرهنج
صدراعظم شد اندرین تاریخ
آنکه ویرانهها از او شد گنج
چون فزائی براین عدد ده و چار
صدراعظم شود به فکر بسنج
یعنی از لطف چارده معصوم
یافت این منصب نکو بیرنج
چشم بختش نبیند از ایام
جز بگیسوی بار پیچ و شکنج
هر دو خصم افکنند و میدان تاز
فارس رزم و مهره شطرنج
لیک آن غازی است و این بازی
آن بود معجز این بود نیرنج
اختصاصش ز هر کسی است چنانک
ذوق عشق از خمار بذرالبنج
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بررسی مقام صدراعظم میپردازد و عدد ۱۳۵۹ را به عنوان سال صدارت او ذکر میکند. وی از ویژگیهای صدراعظم و دستاوردهایش صحبت میکند که پس از ویرانی، کشتزارهای جدیدی به وجود آورده است. شاعر به ارتباط بین شماری از معصومان و موفقیت صدراعظم اشاره میکند و او را در میدانهای جنگ و شطرنج به عنوان یک مبارز و استراتژیست معرفی میکند. به طور کلی، شعر تحسینبرانگیز از قیام و مهارتهای صدراعظم در تاریخ را به تصویر میکشد و از او به عنوان یک شخصیت منحصر به فرد یاد میکند.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی بدانید عدد صدراعظم چیست، بیشک آن عدد هزار و سیصد و پنج است.
هوش مصنوعی: نود و یک بعد از هزار و دویست، عددی است که در فرهنگ ذکر شده است.
هوش مصنوعی: در این زمان، کسی به مقام صدارت رسید که ویرانیها را به ثروت و گنج تبدیل کرد.
هوش مصنوعی: وقتی تعداد چیزها به چهار و ده برسد، مانند وزیری با قدرت و تصمیمگیری بالا عمل کن و همه جوانب را با دقت بررسی کن.
هوش مصنوعی: به خاطر رحمت و زیبایی چهارده معصوم، این مقام خوب به او عطا شده است.
هوش مصنوعی: چشم خوشبختی او جز از موهای فر و تابیدهاش، چیز دیگری را نمیبیند.
هوش مصنوعی: هر دو رقیب در صحنه جنگ قرار دارند و مانند مهرههای شطرنج، در حال مبارزه و رقابت هستند.
هوش مصنوعی: اما آن یکی جنگجوست و این سرگرمی است. این معجزه بود و آن خشم.
هوش مصنوعی: هرکس به طور خاصی به او تعلق خاطر دارد، مانند اینکه لذت عشق از نشئه بذرالبنج ناشی میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مهر مفگن برین سرای سپنج
کین جهان پاک بازیی نیرنج
نیک او را فسانه واری شو
بد او را کمرت سخت بتنج
آن صنم را ز گاز و ز نشکنج
تن بنفشه شد و دو لب نارنج
مست گردد چو پیل با یک و پنج
نقل سازد ز نارسیده ترنج
نیک و بد نفع و ضر و راحت ورنج
کز تو بگذشت در سرای سپنج،
تو دهی بی میانجی آنرا گنج
که نداند ستاره هفت از پنج
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.