بسیج می کن ای فرخنده اوصاف
بشارت ده که سیمرغ آمد از قاف
غباری کز زمین در راه او خاست
مصفاتر بد از آئینه صاف
گذشت ادوار ما قبل از بد و نیک
از این پس دوره عدلست و انصاف
بزعم جرعه نوشان صفابخش
نماند اندر صراحی درد اجحاف
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
بسیج می کن ای فرخنده اوصاف
بشارت ده که سیمرغ آمد از قاف
غباری کز زمین در راه او خاست
مصفاتر بد از آئینه صاف
گذشت ادوار ما قبل از بد و نیک
از این پس دوره عدلست و انصاف
بزعم جرعه نوشان صفابخش
نماند اندر صراحی درد اجحاف



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این ابیات شعری به ظهور یک شخصیت مهم اشاره دارد که بشارت میدهد سیمرغ (نمادی از کمال و زیبایی) از قاف آمده است. این رویداد به معنای آغاز دورهای جدید از عدالت و انصاف است که بر گذشتههای نیک و بد فائق میآید. در این دوره، دیگر از درد و رنجهای موجود خبری نخواهد بود و امید به شفافیت و صفا در زندگی بشر پدیدار میشود.
هوش مصنوعی: ای دارای صفات خوش، با شادی بشارت بده که سیمرغ از قاف آمده است.
هوش مصنوعی: غبار و کثیفی که از زمین در مسیر او بلند شد، از آینهی پاک و صاف هم ناپاکتر است.
هوش مصنوعی: ایام گذشته با خوبی و بدی سپری شد، اما اکنون زمان عدالت و انصاف فرارسیده است.
هوش مصنوعی: به نظر نوشندگان خوشذوق، در این ظرف دیگر چیزی از شادی و نشاط باقی نمانده و تنها درد و رنج بیرحم وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فراخیها و تنگیهای اطراف
ز رای پادشاه خود زند لاف
مگر شد سنجر پاکیزه اوصاف
بخلوة پیشِ رکن الدینِ اکّاف
بگفتا: بلبلی کز من زند لاف
بر من به ز ده سیمرغ در قاف
هنرمندی که اندر صدر اشراف
سر اسلاف گشت و فخر اخلاف
گشادی نافه طبع مرا ناف
معطر کن ز مشکم قاف تا قاف
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.