چشم تو میرود همی از خود و این دل از پیش
دل نرود گرش ز پی میبرد از نگه ویش
دل بتطاول و تلف ماند فرو ز هر طرف
غمزه کشد دما دمش طره کشد پیاپیش
روزی از آن عقیق لب بوسه نمود دل طلب
هی زد و گشت در غضب عقل ز سر شد از هیش
رفت و کشید دامن او از کف من بگفتگو
روز و شبم به جستجو تا بکف آورم کیش
کرد اگر زمن نهان روی چو مهر و شد روان
خواست ز پی شود دوان این تنِ زارِ چون نیش
بود ز نازی ار که وی بوسه ز لب نداد و می
ور نه به من نداده کی بوسه بمستی از میش
دیده وصال بس صفی فاش و عیان نه مختفی
تا بصباح از شبش تا بتموز از دیش
باد ز حُسنِ مشربش بر لب من همی لبش
غم شکر است غبغبش روح فزا شکر نیش
خال تو در مکابره تهمتن است و نادره
گیرد باج از کره گر بفرستی از ریش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عاشقانه و دلباختهای است که از زیباییها و جذابیتهای معشوق خود سخن میگوید. شاعر از احساسات شدید خود در برابر محبوبش سخن میگوید و اشاره دارد که چشمان او به قدری دلربا است که دل را از خود میبرد. او از غم و تیرگیای که در پی دوری معشوق تجربه میکند، صحبت میکند و میخواهد با بوسهای از لبهای او، آرامش و خوشحالی را در دل خود برگرداند. شاعر از کشش و جستجوی خود برای رسیدن به محبوب یاد میکند و به تاثیرات عمیق زیبایی محبوب بر وجودش اشاره دارد. در نهایت، او به ناز و دلربایی معشوق و چالشهایی که در این مسیر با آن مواجه است، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: چشم تو دارد به خودی خود میرود و دل من هم از دل نمیرود، حتی اگر به دنبال تو باشد و با نگاه تو در تماس باشد.
هوش مصنوعی: دل به عشق تو بیوقفه در تلاطم است و از هر سو غم و اندوه مرا محاصره کرده است. هر لحظه که تو با ناز و عشوه حرکت میکنی، موهای زیبایت را جلو میآوری و قلب من را بیشتر درگیر میکنی.
هوش مصنوعی: روزی لب عقیق را بوسیدم و دل بسیار خواست که این کار را تکرار کند، اما این خواسته باعث خشم و خروج عقل از حالت تعادل شد.
هوش مصنوعی: از رفتن او، دامنش از دست من رها شد و من به گفتگو و جستجو روز و شب مشغولم تا کیش و آیینی را به دست آورم.
هوش مصنوعی: اگر از من پنهان روی بگردانی، چون خورشید، روح من در پی تو میدود و این جسم زار و ناتوان من مانند نیشی در پی تو خواهد بود.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر نوعی دلخوری و ناامیدی است. شاعر به این اشاره میکند که اگر محبوبش از سر ناز و عنایت بوسهای به او نداده، برداشت او این است که اگر می و شراب هم نصیبش نشود، در این حال باز هم به او بوسهای از حالت مستی نخواهد داد. به عبارتی دیگر، عزیزش نه تنها احساساتش را به او ابراز نکرده بلکه از چیزهایی که به او شادابی میبخشد نیز محرومش کرده است.
هوش مصنوعی: چشمانتظاری برای رسیدن به محبوب، به گونهای آشکار و واضح است و نه پنهان. این احساس، از شب تا صبح و از دیشب تا الآن، به وضوح در وجود من نمایان است.
هوش مصنوعی: باد، به خاطر زیبایی و لطف محبوب، بر لب من میوزد. لبهایش غمی شیرین دارند و غبغبش، روحافزا و شکرین است.
هوش مصنوعی: جای خال تو در نبرد با پهلوان تهمتن است و اگر بخواهی نادرهای از کره زمین بگیری، باید از ریش خود بگذری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای به رخت نیاز من از حد و اندازه ی بیش
بر دل ریش ما بگو چند زنی ز غمزه نیش
ریش غم تو بر دلم هست ز تیغ روز هجر
دور مدار دلبرا مرهم وصل خود ز ریش
مرهم وصل چون نداد لطف تو ای طبیب من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.