هیچ داغی از غم فرزند مشکل تر نباشد
در جهان چون من الهی هیچ کس مادر نباشد
در مصیبت ها صبوری کار دل باشد ولیکن
چاره چبود عاجزی را کش دل اندر بر نباشد
رفته بر نی کشته جاری خفته در خون مانده برجا
گر سری را تن نبینی یا تنی را سر نباشد
جز ترا کاین وقعه ی کبری به کیهان گشت واقع
درکمان صد جعبه پیکان بهر یک پیکر نباشد
جز ترا در رزم شامی با کمال تشنه کامی
بر میان صد قبضه خنجر بهر یک حنجر نباشد
جز توکز جان مشتری گشتی جهان ها ابتلا را
تاب خونریزی تنی را با چنان لشکر نباشد
زیستم تاممکنم بود از غم یاران شکیبا
جز هلاکم هست درمان طاقت ار دیگر نباشد
می روم از کویت اینک با هزاران درد و ما را
جز غمت همدرد نبود جز سرت رهبر نباشد
نامه ی من نیز باشد روسیه چون خامه ی من
گر مرا لطفش صفایی شافع محشر نباشد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این نوحه، شاعر با ابراز عمیق غم و اندوه خود از فقدان فرزند، به درد و رنج مادر بودن اشاره میکند و میگوید که هیچ داغی به تلخی این غم نیست. او از صبر در مصیبت سخن میگوید، اما به ناچار از ناتوانی و بیچارگی خود مینالد. شاعر به وقایع اسفناک و خونین در واقعه عاشورا اشاره میکند و میگوید که این مصیبت، غمگینترین رویداد در تاریخ بشریت است. او همچنین از عدم وجود همدردی و همراهی در این مصیبت میگوید و در پایان، از آرزوی شفاعت در روز محشر سخن میبرد.
هوش مصنوعی: هیچ غمی در دنیا به اندازه غم از دست دادن فرزند سخت نیست. از تو میخواهم که هیچ مادر دیگری چنین دردی نداشته باشد.
هوش مصنوعی: در زمانهای دشوار و مشکلات، صبر کردن وظیفهی دل است. اما چه فایدهای دارد وقتی که فردی ناامید و ناتوان باشد، دلش در این شرایط، تاب تحمل ندارد.
هوش مصنوعی: در این بیت به وضعیتی اشاره شده که موجودی در حالتی خطرناک و آسیبدیده قرار دارد. شخص یا موجودی جانی در حال فرار است و در میان خون و وانفسا مانده، به گونهای که ممکن است سر یک موجود بدنش را نداشته باشد یا برعکس. به طور کلی، این تصویر به وضعیتی تلخ و ناامیدکننده اشاره دارد که در آن وجودی با جدایی و پراکندگی عجیب و غریبی روبهرو است.
هوش مصنوعی: این رخداد بزرگ جز برای تو هیچکس دیگری را تحت تأثیر قرار نداده است. در کمان زندگی، هر جسمی نیاز به صد تیر دارد تا به هدف برسد، اما بدون تو این تیرها بیثمرند.
هوش مصنوعی: جز تو در میدان نبرد، هیچ کس دیگری با آن شدت تشنه کشتن وجود ندارد و برای هر گلو، صد خنجر آماده است.
هوش مصنوعی: به جز تو، هیچکس در جان و دل مشتری وجود ندارد و جهانها در برابر رنج و درد، تاب مقاومت ندارند؛ زیرا با چنین لشکری نمیتوان خونریزی و زخم را تحمل کرد.
هوش مصنوعی: در زندگیام به خاطر غم و اندوه دوستانم صبوری کردهام، اما اگر این وضعیت ادامه یابد، هیچ راهی برای درمان درد و رنج من وجود نخواهد داشت و ممکن است این صبر به نابودی من بینجامد.
هوش مصنوعی: من اکنون از کوی تو میروم در حالی که با هزاران درد دست و پنجه نرم میکنم و غیر از غم تو هیچ کس دردمند نیست و اگر تو نباشی، هیچکس راهنمای من نخواهد بود.
هوش مصنوعی: نامهام به روسیه خواهد رفت، مانند قلم من. اگر لطف او برای من نوری نباشد که من را در روز قیامت شفاعت کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشد
یک نظر در نینوا کن گر ترا باور نباشد
گرنه ثارالله آمد خون شاه نینوائی
جاودانی این مصیبت را چرا آخر نباشد
از سگی چند آهو آسا شرزه شیری نیم بسمل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.