دوش در واقعه سلطان زمان فخر زمن
مالک مملکت روی زمینم فرمود
تا سلاطین همه برخاسته تعظیم مرا
با مساکین نه عجب گر به نشینم فرمود
فقر را تاج سرم خاک در است ار چه بود
پیش و پس روی زمین زیر نگینم فرمود
پرتو آگهیم ظلمت غفلت همه کاست
اول امر چنان حال چنینم فرمود
بر نگار از در تاریخ جلوسم به کتاب
تاج شاهان جهان ناصر دینم فرمود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و عظمت مقام سلطنت و فخر و افتخار نویسنده اشاره میکند. شاعر بیان میکند که در بین سلاطین و فقرا، مقام او مورد احترام قرار گرفته است. او عنوان میکند که فقر را بر سر خود دارد، اما به رغم این وضعیت، در زمین مقام و جایگاه بالایی دارد. همچنین از نور آگاهی و دانایی خود صحبت میکند که هرگونه غفلت را از بین میبرد. در نهایت، او ناخرسند از تاریخ و جایگاهش در آن است و این مقام را به عنوان ناصر دین خود توصیف میکند.
هوش مصنوعی: دیشب در واقعهای، سلطان زمان که فخر زمان و صاحب قدرت بر زمین است، سخنانی را بیان کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که همه پادشاهان به خاطر من سر تعظیم فرود میآورند، عجیب نیست اگر من در کنار مستمندان نشسته باشم.
هوش مصنوعی: فقر برای من مانند تاجی است که بر سر دارم، هرچند که در گذشته و حال زندگیام در این دنیا ارزشمند بوده است.
هوش مصنوعی: نوری که از آگاهی به دست میآید، تاریکی غفلت را کاهش میدهد. در ابتدا، حال و وضعیت من به این شکل بود که همینگونه به من گفته شده بود.
هوش مصنوعی: در روزی که بر تخت سلطنت نشستم، ناصر الدین شاه به من دستور داد تا نامم را در کتابی که تاج شاهان را ثبت میکند، بنویسند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.