چو بخت از کین اختر غافلم ساخت
به مهر آن شمایل مایلم ساخت
به جهل اندر غمش افتادم آخر
کمال عشق مردی کاملم ساخت
به خونم تر نشد تیغش دریغا
که هجران شرمسار از قاتلم ساخت
چو میرم در غمت شادم که اقبال
به کار جان نثاری قابلم ساخت
هم آن زلف و ذقن دیوانه ام کرد
هم این زنجیر و زندان عاقلم ساخت
به مرگ زندگی معمار عشقت
عجب ماتم سرایی از گلم ساخت
تو گر با ما نکردی سازگاری
غمت نازم که عمری با دلم ساخت
به هجران بی توام جان برنیامد
غم روی تو آسان مشکلم ساخت
به دل تا بست صورت معنی دوست
خیال خود ز خاطر زایلم ساخت
ز مردن سخت تر شد ماندنم چند
به خون خوردن توان بی حاصلم ساخت
هلاک آن خواست از غرقم صفایی
که این حسرت سرا برساحلم ساخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و درد ناشی از عشق و جدایی صحبت میکند. او احساس میکند که بختش به او خیانت کرده و به خاطر عشق به معشوقش، به جهل و نادانی دچار شده است. تیغ جدایی او را آزرده کرده و هجرانش او را شرمسار ساخته است. با وجود این درد، او در غم معشوقش شاد است و میداند که عشقش جانش را نثار میکند. شاعر به زنجیرهای عاطفی و محدودیتهایش اشاره میکند و به مرگ و زندگی در عشق اشاره دارد. او در نهایت بیان میکند که غم جدایی از معشوقش زندگی را برایش سخت کرده است و در عین حال، به خاطر عشق و یاد او، دوست دارد که این غم را تحمل کند.
هوش مصنوعی: وقتی شانس و سرنوشتم از کینهی ستارهای غافل شدم، به محبت و زیبایی آن تصویر گرایش پیدا کردهام.
هوش مصنوعی: در نهایت به خاطر نادانیام به غم او افتادم و عشق به منی کامل را به طور واقعی آموخت.
هوش مصنوعی: تیغ او بر جانم اثر نکرد، افسوس که جدایی شرمندهام کرد و مرا به دست قاتلم سپرد.
هوش مصنوعی: وقتی به خاطر غم تو میرم، از اینکه زندگی فرصت انجام کارهای ارزشمند را به من داده، خوشحالم.
هوش مصنوعی: همان زلف و چهرهاش مرا مجنون کرده و هم این زنجیر و زندان باعث شده تا عقل و فهمم تحت تأثیر قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: به دلیل مرگ معمار عشق تو، چه سوگ و اندوهی از گل من به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: اگر تو با ما همدلی نکردی، اما غمت را دوست دارم، چون عمری با دلم سازگار بوده است.
هوش مصنوعی: بدون تو زندگی برایم سخت شده و غم نبود تو تاب و توانم را گرفته است.
هوش مصنوعی: وقتی که به دل خود زیبا و عمیق فکر میکنم، تصویری از دوست در ذهنم شکل میگیرد که خودم آن را ساختهام.
هوش مصنوعی: موندن برام از مردن سختتر شده، چند بار به خاطر مشکلات و دردهایی که میکشم، از فایدهاش چیزی نصیبم نمیشود.
هوش مصنوعی: هلاکت و نابودی من به خاطر آرزویی است که از غرق شدن در آن لذت میبرم، اما این حسرت که در کنار سواحل پیش رویم است، به من عذاب میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.