نگویم با من از روی حقیقت دوست داری کن
به دل نیز ار نباشد گاه گاه اظهار یاری کن
مرا دانم نداری دوست در بزم رقیب اما
به رغم دشمنم گاهی حدیث غم گساری کن
ز چشم خود مدار دل درین خون خوردنم بنگر
ز زلف خود قیاس حالتم در بی قراری کن
به تیر غمزه ات هرگز چنین از پای نفتادم
بیا تدبیر من با این جراحت های کاری کن
غبار خود مگر با گریه از دل ها فرو شویم
تو نیز ای دیده امدادی مرا در اشکباری کن
رقیبان خفته ناصح رفته یاران غافل ای کوکب
بیا یک شب خلاف عهد ترک تیره کاری کن
به ششدر ماتم از نرد شش و پنجت یکی با من
تو ای چرخ مشعبد ترک چندین بد قماری کن
ترا در عمر خود نگذاشتم تنها تو نیز امشب
به پاداش رفاقت با من ای غم حق گزاری کن
بتم در فکر دل جویی و من سرگرم جان بازی
تو هم یک امشب ای بخت صفایی سازگاری کن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، از معشوق خود میخواهد که در محبتش صادق باشد و حتی اگر احساسات واقعی وجود ندارد، گاهی نشانههای دوستی از خود نشان دهد. او به این مسئله اشاره میکند که اگرچه رقیبانش در بزم او حضوری دارند، اما از معشوق میخواهد که در غمهای او شریک باشد و به او آرامش دهد. شاعر به زخمی که در دل دارد اشاره میکند و میخواهد معشوق با هنر عشق و تدبیر، او را بهبود بخشد. او امیدوار است که در شبی که غم بر او مستولی شده، معشوق نیز با او همراهی کند و از یاری و همدلی دریغ نکند، حتی در شرایط سخت و ناپسند. در نهایت، شاعر احساس میکند که باید با یکدیگر چهرهای مسالمتآمیز از زندگی را به نمایش بگذارند و در این شب خاص هماهنگ شوند.
هوش مصنوعی: نمیگویم که از روی واقعیت مرا دوست داری، اما اگر در دل هم این احساس را نداری، گهگاهی حمایت و کمک کن.
هوش مصنوعی: من میدانم که تو در مهمانی رقیبم نیستی، اما به رغم دشمنی، گاهی برایم از خوشحالی و آرامش صحبت کن.
هوش مصنوعی: به چشمان خودت نگاه نکن تا دل من در این حالت غمگین و آشفته بماند. به من نگاه کن و از موهایم حال و روز مرا بسنج، و ببین چطور در این بیقراری هستم.
هوش مصنوعی: به خاطر نگاه و نیش زبانت هرگز نتوانستم از پا در بیفتم، بیا و یک راه چاره برای من پیدا کن تا با این زخمهای عمیق مقابله کنم.
هوش مصنوعی: غبار غم را فقط با اشک میتوان از دلها پاک کرد. تو هم ای چشمانم، مرا در این دریاى اشک یاری کن.
هوش مصنوعی: رقیبان در خوابند و نصیحتگر رفته است. یاران غافل، ای ستاره! بیا یک شب بر خلاف وعدهای که دادهای، کاری کن که تیرگی را ترک کنیم.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از وضعیت ناامیدکننده و غمانگیزی صحبت میکند که در آن زندگی و شانس به او پشت کردهاند. او به چرخ فلک اشاره دارد که به نظر میرسد با گذشت زمان و شرایط، بر علیه او عمل میکند. در واقع به نوعی از شانس بد و قمار زندگی سخن میگوید و از آن میخواهد که از این وضعیت نادرست دست بردارد و به او فرصتی بدهد. شاعر به نوعی از چرخ فلک میخواهد که دیگر با تقدیرش بازی نکند و او را در ماتم و غم رها نکند.
هوش مصنوعی: در طول زندگیام تو را تنها نگذاشتم، حالا تو هم به عنوان پاداش دوستیات با من، امشب به من لطفی کن و غم و اندوه را از من برافکن.
هوش مصنوعی: عشق من در تلاش است تا دل مرا شاد کند و من غرق در لذت جانان توام. ای بخت، امشب را برای ما خوش بگذران و زمینه ساز اتحاد ما باش.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
الهی نفس را من چاره نتوانم تو یاری کن
سزاوار عذابم رحمتم بر شرمساری کن
به زیبائیت از رسوائیم چیزی نیفزاید
به ستاری خود بر زشتی من پرده داری کن
گناهی کش به محشر نیست ره کردیم و جا دارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.