مرا خوشتر ز جام عشق خوناب جگر خوردن
که چون شیر از لب شیرین به شیرینی شکر خوردن
چنان بر من گوارا نیست حلوای ترش رویان
که زهر قاتل از دست ای شیرین پسر خوردن
مرا زد بر دل از تیر نظر زخمی که بس کاری
ندارد مرهم الا زآن کمان تیر دگر خوردن
دریغا چشم گل چیدن مرا بود از گلستانی
که بارش نیست الا خار حصرت بر جگر خوردن
به تیر ناگهان ز اندیشه ی مرهم شدم فارغ
نصیب کس مباد اینسان خدنگی بی خبر خوردن
بساز از بار این باغ اول ای دل برگ آزادی
اگر داری از آن سرو روان امید برخوردن
ره او رو به ناچاری رهی می باید ار رفتن
غم او خور به ناکامی غمی می باید ار خوردن
به خون خود چنان گرمم که از خاک سرکویش
نه برگردم به نومیدی نه سرخارم ز سر خوردن
صفایی از رقیب کینه پرور مهر می جویی
ز نخل خشک میداری طمع، خرمای تر خوردن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر بیان میکند که برای او عشق و احساسات عمیق از درد و رنج ناشی از آن، همانند نوشیدن شراب تلخ، خوشایندتر از خوردن شیرینیهای ظاهری و بدون احساس است. او میگوید که در دردی که از عشق و نظر معشوق برایش به وجود آمده، مرهمی جز داغ دیگری ندارد. شاعر از گلستانی صحبت میکند که فقط خار و حسرت برایش به جا مانده و از تیر بیخبر عشق به شدت آسیب دیده است.
او به دل خود میگوید که باید از بار غم ناشی از حب و عشق رها شود و به امید رو به جلو برود. در عین حال، او بر این باور است که هیچکس نباید مسئولیت این درد را به دوش بکشد و همچنان به عشق و امید ادامه دهد، حتی در میان غم و ناکامی. شاعر در نهایت از عشقی سخن میگوید که با وجود کینه و دشواریها، هنوز هم شوق به آن دارد.
هوش مصنوعی: برای من لذتبخشتر است که از درد عشق و غم جگر بسوزم، تا اینکه از خوشی و شیرینی زودگذر زندگی بهرهمند شوم.
هوش مصنوعی: هیچ چیزی برای من به اندازه حلوای تلخ و ناگوار از چهرههای زیبا خوشایند نیست، حتی اگر زهر کشندهای را از دست تو، ای پسر شیرین، بخورم.
هوش مصنوعی: به دل من تیر نگاهی وارد شد که زخمش چگونه درمانی جز با تیر دیگری ندارد.
هوش مصنوعی: آه، چقدر افسوس میخورم که نتوانم گل بچینم از باغی که فقط درد و حسرت بر دل من مینشاند و هیچ چیز دیگری برایم ندارد.
هوش مصنوعی: ناگهان از فکر درمان در امان شدم و هیچ کس نباید اینگونه بیخبر از یک تیر قوی آسیب ببیند.
هوش مصنوعی: بیا و از زیباییهای این باغ برای خودت دل خوش کن. اگر واقعاً آزادی را در اختیار داری، از آن سرو بلندی که نشانه امید است، بهرهمند شو.
هوش مصنوعی: اگر به ناچار باید راهی را بپیمایی، پس چارهای نیست و باید آن را بپذیری. ولی اگر در این مسیر غم و اندوهی وجود دارد، بهتر است آن را با درد و غم خود تحمل کنی.
هوش مصنوعی: من چنان به عشقم پایبند و مشتاق هستم که حتی با وجود سختیها و ناامیدیها از مسیر خود بازنمیگردم و همچنان به عاشقانه ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: اگر به رقیب حسود و کینهور فکر کنی، هرگز نمیتوانی از آن نخل خشک طعم خرما را بچشی. پس به جای تمرکز بر کینه و حسد، باید به دنبال ویژگیهای خوب و محبت بگردی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.