به پای بوس توام دست و دل ز کار شد آوخ
ز تن قرارم از آن زلف بی قرار شد آوخ
ندانمت چه رسد بر سرم ز فتنه ی مژگان
که چار فوج سپه با دلم و چار شد آوخ
وفا و شفقتم افزود وکاست تاب صبوری
جفا و جور چندانکه پایدار شد آوخ
به اختیار نهفتم به سینه مهرت و دیدم
سزای خویش که صبرم به اضطرار شد آوخ
کشید عشق به ملک وجود جیش غمت را
دلم مسخر سلطان نابه کار شد آوخ
کسی که ساده و نقشش به دیده فرق نکردی
اسیر پنجه ی سر پنجه ی نگار شد آوخ
ز چهر و زلف تو پیچم به خود چو مار گزیده
که باغ نسترنت خوابگاه مار شد آوخ
چه خارها که ز غیرت زند خطت به جگرها
که گلشنی چو رخت پایمال خار شد آوخ
صفوف غمزه کجا و دل ضعیف صفایی
تنی پیاده گرفتار صد سوار شد آوخ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با بیانی عاشقانه به توصیف احساسات و دردهای ناشی از عشق میپردازد. او از کشش و جاذبهای که معشوق بر دلش دارد، سخن میگوید و از اینکه چگونه این عشق باعث بیقراری و اضطراب او شده است. شاعر احساس میکند که در برابر زیبایی و فریبایی معشوق، powerless و بیدفاع است و این وضعیت او را به شدت آزرده خاطر کرده است. همچنین، او از زیباییهای ظاهری معشوق و تأثیری که بر دل و جانش میگذارد صحبت میکند، و به چالشها و رنجهایی که عشق برایش به ارمغان آورده، اشاره میکند. در نهایت، شاعر در توصیف عشق به تصویر میکشد که این احساس، او را به اوج درد و شوق میرساند.
هوش مصنوعی: به خاطر تو و عشق به تو، تمام زندگیام تحت تأثیر قرار گرفته است. آه، دیگر توانم را از دست دادهام و آرامش تنم به خاطر موهای پریشان و جذاب تو از بین رفته است.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه بر سرم آمده است از ماجرای مژگان تو که چهار دسته سرباز در دل من هستند و هر کدام باعث افسوس و نالهام میشوند.
هوش مصنوعی: وفاداری و شفقت من بیشتر شد، اما تحمل سختیها و بیعدالتیها آنقدر زیاد شد که دیگر قابل تحمل نیست و آهی عمیق از دل کشیدم.
هوش مصنوعی: به دلخواهم عشق تو را در دل نهان کردم و دیدم که نتیجهاش این شد که صبرم به ناگزیری تبدیل شد. آه!
هوش مصنوعی: عشق به زندگی و جهان، غم تو را به خودم کشاند و حالا دل من تحت تاثیر سلطنت بیفایدهای که بر دلم حاکم است، به شدت در رنج است. افسوس!
هوش مصنوعی: کسی که به سادگی قدرت و زیبایی را در چهرهاش نمیبیند، به دام جاذبه و魅魅 آن معشوق افتاده است. افسوس!
هوش مصنوعی: از چهره و موهای تو به دور خود میپیچم، مانند ماری که گزیده شده است، چرا که باغ گل تو به خوابگاه مار تبدیل شده است. افسوس!
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به شدت از آسیبهایی که به زیبایی و شخصیت محبوبش وارد میشود، ابراز ناراحتی میکند. او به زیبایی محبوبش اشاره کرده و میگوید که وقتی خط و خطوط صورت او به خاطر حسادت دیگران مورد حمله قرار میگیرد، دلش به شدت میسوزد. شایسته است که این زیبایی مانند گلستانی محافظت شود، اما متأسفانه به خاطر حسادت و کینه، مانند گیاهانی که زیر خارها و چنگالها آسیب میبینند، آسیب میبیند. او با ناله و افسوس به این وضعیت مینگرد.
هوش مصنوعی: نگاهی به زیبایی و جذابیت وجود دارد که دل ضعیف و آسیبپذیر را تحت تأثیر قرار میدهد و در این میان، شخصی ناامید و گرفتار تصور میکند که به رغم ناتوانیاش، همچنان در میان تعدادی قوی و نیرومند قرار دارد. این احساس ضعف و اسیری در مقابل قدرت و جذابیت دیگران، حس عمیق نا امیدی را القا میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.