گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
کمال‌الدین اسماعیل

باور نکنی که خوب رویان یکسر

اندر پی زر شوند، آنک بنگر

پیرامن گل بهر دوسه خردۀ زر

صد روی نکو فتاده بر یکدیگر

مولانا

بسیار بخوانده‌ام دستان و سمر

از عاشق و معشوق و غم و خون جگر

پای علم عشق همه عشق تو است

تو خود دگری شها و عشق تو دگر

اهلی شیرازی

آمد سحری بخوابم آنشاخ شکر

وز لب شکری داد بدین خسته جگر

چون یاد کنم از آن شکر خواب سحر

شیرین شودم مذاق جان بار دگر

شیخ بهایی

زانکه هست این بیخبر چون آندگر

از برای یک دو من نان کارگر

افسر کرمانی

عکاس زهی یگانه استاد هنر

صد عکس برآوری به از یکدیگر

بر هر ورقی کشی فروزان ماهی

عکاس تو نیستی، توئی افسونگر

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه