دوست به دشمن به کربلا تو نمودی
یوسف یعقوب را بها تو نمودی
صورت جان من است جسم لطیفت
آنچه ندیده است کس مرا تو نمودی
زلف گشودی و خط سبز کشیدی
آنچه نبود آن سوا سوا تو نمودی
بوالحکمی را ابوی جهل تو کردی
ختم نبوت به مصطفی تو نمودی
رسم جفا، روی خوب و چشم سیه را
دلبری و شوخی و ادا تو نمودی
در حرم امن جای توست سعیدا
چون به قضای خدا رضا تو نمودی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زبان شاعرانه دربارهی عشق و محبت به محبوبی پرداخته است. شاعر به تصویرسازی از دوستی و دشمنی اشاره میکند و به معانی عمیقتری چون قدرت و زیبایی عشق و همچنین تأثیرات آن در زندگی انسانها میپردازد. او با تشبیههای هنرمندانه، مانند اشاره به سرگذشت یوسف و یعقوب، نشان میدهد که چگونه محبوبش مانند جان اوست و در زندگیاش نقش مهمی ایفا میکند. شاعر همچنین به ویژگیهای محبوب، از جمله زیبایی و دلرباییاش اشاره مینماید و در نهایت، به آرامش و امنیتی که در نزد محبوبش پیدا میکند، اشاره مینماید.
هوش مصنوعی: دوست را به خاطر دشواریها و فراقها در کربلا به یاد یوسف و یعقوب انداختی و به او ارزش و مقام بزرگی بخشیدی.
هوش مصنوعی: جان من مانند یک تصویر است و تو جسم لطیفی از آن را به من نشان دادی که هیچ کس آن را ندیده است.
هوش مصنوعی: موهای خود را باز کردی و با خط سبز زیبایی کشیدی، آنچه که نبود را فقط تو به نمایش گذاشتی.
هوش مصنوعی: شما با وجود جهل و نادانی، راه نبوت و هدایت را به پیامبر برگزیدهای به نام مصطفی مشخص کردید.
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و چشمان سیاهت به من عشق ورزیدی و با ناز و شوخطبعی خود، بیرحمی را به نمایش گذاشتی.
هوش مصنوعی: چون به خواست خدا راضی شدی، جای تو در حرم امن است ای سعید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.