هیچ در کفر و خیال کار مشکل نیستی
در دلی اما خبردار از دل دل نیستی
در کنار ما و ما را از کنار بهره نیست
همچو دریا واقف از احوال ساحل نیستی
عاقبت باید از این ویرانهٔ تن رخت بست
هیچ در فکر دیار و راه منزل نیستی
با وجود حشمت و جاهی که در ظاهر تو راست
شکرلله از من درویش، غافل نیستی
صحبت ناقص سعیدا شد دلیل نقص تو
از چه با جاهل نشینی گر تو جاهل نیستی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به بررسی وضعیت عقل و دل انسان میپردازد. او میگوید که در دنیای کفر و خیال، هیچ چیز مشکل به نظر نمیرسد، اما در دل خود، به عمق احساساتش واقف نیست. هرچند او در کنار دیگران است، نمیتواند بهرهایی از وجود آنها ببرد. به نوعی، انسانها مانند دریا هستند که از حال ساحل خبر ندارند. شاعر به این نکته اشاره میکند که هر فرد در نهایت باید از این دنیای فانی جدا شود و در فکر دیار و منزل نهایی نیست. علیرغم مقام و جایگاه ظاهری که فرد دارد، نیاز به خداوند را فراموش نکرده و از حال درویش آگاه است. در پایان، شاعر از نادرست نشستن با جاهلان انتقاد میکند و بر این نکته تأکید دارد که اگر خود را عالم میداند، چرا در کنار نادانها نشسته است.
هوش مصنوعی: هیچ چیز در نداشتن ایمان و تصور دشوار نیست؛ تو در دل کسی نیستی، اما از حال دل آن کسی خبر نداری.
هوش مصنوعی: در کنار ما هستی، اما از ما هیچ بهرهای نمیبری؛ مانند دریا که از وضعیت ساحل بیخبر است.
هوش مصنوعی: سرانجام، باید از این جسم خراب و ویران جدا شوی. تو دیگر به فکر مکان و سرزمین و راه بازگشت نیستی.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تو در ظاهر مقام و جاهی داری، اما از من درویش غافل نیستی و به شکر خدا توجه داری.
هوش مصنوعی: اگر با آدم بیدانشی نشست و برخاست کنی و گفتارت ناتمام بماند، این نشان میدهد که تو خودت هم چیزی به هم نمیزنی، اگر که در واقع نادان نیستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.