نی چو اهل دور ما هم ناسپاس افتاده ایم
شکر از یاران همین ما خودشناس افتاده ایم
خامهٔ ما در ره سیل حوادث گشته راست
ما چرا بیهوده در فکر اساس افتاده ایم
پای در بحر سماع ننهاده برگردیده ایم
چشم را پوشیده در چاه قیاس افتاده ایم
عمرها شد روی مهر از ماهرویان رو نداد
ما از این آیینه ها چون انعکاس افتاده ایم
بی وقوفی های گردون شد ز ما ظاهر به خلق
بخیهٔ بیجا سعیدا بر لباس افتاده ایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نقد حال و اوضاع جامعه و خودشناسی میپردازد. شاعر به عدم سپاسگزاری مردم از یکدیگر و غفلت آنها از واقعیتهای زندگی اشاره میکند. او به ناامیدی و بیعملی در مقابل حوادث اشاره دارد و میگوید که ما در عمق مسائل گرفتار شدهایم و به جای حرکت به سمت حقیقت، در تفکرات بیفایده غرق شدهایم. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که ما از دنیای واقعی دور افتادهایم و در جهل و نادانی به سر میبریم.
هوش مصنوعی: ما هم مثل کسانی که دور از هم هستند، ناسپاس شدهایم و شکرگزاری از یاران را فراموش کردهایم، در حالی که خودمان را خوب میشناسیم.
هوش مصنوعی: قلم ما به دلیل جریان حوادث و وقایع، تغییر مسیر داده است. چرا ما بیهوده درگیر یافتن پایهها و اصول هستیم؟
هوش مصنوعی: ما بهجای ورود به عمق سماع و شادی، از آن بازگشتهایم و در حال حاضر چشمانمان را بستهایم و گرفتار دنیای تخیلات و قیاسها شدهایم.
هوش مصنوعی: مدتهای طولانی است که ماهروها به ما توجه نکردهاند و ما مانند تصویری که در آینه منعکس میشود، در این وضعیت گیر کردهایم.
هوش مصنوعی: بیخبر بودن ما از دنیای بیرون باعث شده که نادانیهای ما به وضوح در میان مردم نمایان شود، به طوری که مانند بخیههای نادرست بر روی لباسمان دیده میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.