نگهش خاطر آگاه نماند در دل
جلوهٔ قامت او آه نماند در دل
بر حصیر فقرا هر که شبی خواری دید
ذوق مسند هوس جاه نماند در دل
آن چنان خاطر از اندیشهٔ باطل کن پاک
که دگر کینهٔ بدخواه نماند در دل
که تواند که نشیند ز عدم خاطرجمع
هر که را رفتن این راه نماند در دل
گفتمش کی بدهی کام سعیدا را گفت
چون که خون در جگر و آه نماند در دل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق انسانی میپردازد. شاعر به یادآوری معانی عشق و اشتیاق میپردازد و بیان میکند که زیبایی معشوق به قدری عمیق است که هیچ دلتنگی یا اندوهی نمیتواند جایگزین آن شود. همچنین، اشاره میکند که افراد فقیر و رنجکشیده هم میتوانند آلام خود را فراموش کرده و به آرزوهای خود توجه کنند. در نهایت، شاعر از ضرورت پاکسازی دل از کینه و افکار منفی صحبت میکند و به جستجوی آرزوهای حقیقی و خوشبختی میانجامد.
هوش مصنوعی: نگاه معشوق در دل کسی نمیماند و زیبایی او باعث میشود که دیگر حسرتی در دل نماند.
هوش مصنوعی: هرکس که در شب بر روی حصیر فقر نشسته و سختی را تجربه کرده باشد، دیگر در دلش آرزوی مقام و جایگاه ظاهری نمیماند.
هوش مصنوعی: ذهن خود را آنقدر از تفکرات منفی و نادرست پاک کن که دیگر هیچ جایی برای حسادت و کینه در دلات باقی نماند.
هوش مصنوعی: کسی که از نبودن و عدم احساس امنیت کند، نمیتواند در دلش آرامش داشته باشد، زیرا او که این مسیر را انتخاب کرده، دیگر نمیتواند به عقب برگردد.
هوش مصنوعی: گفتم کی به من شادی میدهی، او پاسخ داد که وقتی دیگر هیچ دردی در دل نباشد و خون در جگر نمانده باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.