گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
خیالی بخارایی

روی تو طعنه بر گُل سیراب می‌زند

لعل تو خنده بر شکر ناب می‌زند

سنبل شکسته خاطر از آن است در چمن

کز رشک سبزهٔ خطِ تو تاب می‌زند

خوش وقت نرگس تو که در عین سرخوشی

[...]

واعظ قزوینی

حرفی اگر بعاشق بیتاب میزند

شرمش تپانچه بر گل سیراب میزند

یک چشم دیده است در آیینه خویش را

بر چهره اش هنوز عرق آب میزند

کرده است چشم مست تو میخانه ها خراب

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه