گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حکیم نزاری

ما دوست نداریم دگر هیچ به جز دوست

گر دوست نه با دوست بود دشمنِ ما اوست

چه دشمن و چه دوست به جز او همه هیچ­اند

گر اوست همه اوست و گر دوست همه دوست

خاکِ در او چیست مرا ماءِ معین است

[...]

صائب تبریزی

چشمی که نظرباز به آن طاق دو ابروست

دایم دو دل از عشق چو شاهین ترازوست

بی نرگس گویا، به سخن لب نگشاییم

ما را طرف حرف همین چشم سخنگوست

بس خون که کند در دل مرغان چمن زاد

[...]

واعظ قزوینی

درها همه بسته است، گشاده است در دوست

درهای شهان، طاق نماها ز در اوست

با نیک و بدم، شیوه به جز یک جهتی نیست

لوح دل من چون ورق آینه یک روست

با آینه آرایش خود رسم زنان است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه