گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
محتشم کاشانی

چه داغها که مرا از غم تو بر تن نیست

چه چاکها که ز هجر تو در دل من نیست

کدام دجله که از اشک من نه چون دریاست

کدام خانه که از آه من چو گلخن نیست

مرا چو لاله ز داغ تو در لباس حیات

[...]

کلیم

براه عشق تو جز اشک و آه با من نیست

از آن متاع چه بهتر که باب رهزن نیست

زبس گداختم از غم چنان سبک شده ام

که خون ناحق من نیز بار گردن نیست

بغیر دیده و دل کز غمت فروغ برند

[...]

صائب تبریزی

فضای چرخ مقام نفس کشیدن نیست

مسوز شمع در آن خانه ای که روزن نیست

ز فکر عالم بالا سیه دل آسوده است

ملال پای گرانخواب را ز دامن نیست

ز سیر دایمی چرخ می شود معلوم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه