گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
صائب تبریزی
 

بادام تلخ نیست سزاوار قند را

در کار غیر چند کنی نوشخند را؟

می زیردست خود نکند هوشمند را

پروای سیل نیست زمین بلند را

دوری دهد نتیجه شکایت ز سوز عشق

یک ناله دور کرد ز آتش سپند را

گر پسته را به قند نهفتند دیگران

در پسته کرد خط تو پوشیده قند را

زان زلف پر شکن مشو ایمن که می شود

از چین دراز، دست تعدی کمند را

شایسته نیست آیه رحمت به کافران

ضایع مکن به غیر، نگاه کشند را

ایمن ز شکوه لب خاموش ما مشو

کاین سیل تند، می گسلد زود بند را

چون نفس شد سلیم نگهبان دل شود

بیم از سگ شبان نبود گوسفند را

مهر از دهان بسته گشاید به روی گرم

آتش تهی کند ز فغان دل سپند را

خوش باش با شکستگی دل که عاقبت

پیدا شود ز چین، ید طولی کمند را

پیکان دهان خنده سوفار را نبست

فکر دل غمین نبود هرزه خند را

بیدار خون مرده به نشتر نمی شود

تأثیر نیست در دل بی درد پند را

دل می کشد ز زلف به خط بیشتر که هست

مار سیه، درازی شب دردمند را

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.