گنجور

غزل شمارهٔ ۶۵۹۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چه شبی بود که آن نرگس خواب آلوده

دست در گردنم انداخت شراب آلوده

نکند طالع نامرد اگر کوتاهی

می کشم پرده ازان روی حجاب آلوده

باش تا پیش لب آرند ترا دلسوزان

مکن آن دست نگارین به کباب آلوده

از شفق چرخ کهنسال به می می غلطد

من به می گر شدم ایام شباب آلوده

بوسه از تشنه لبی سینه گذارد بر خاک

تا شد از خط لب لعل تو تراب آلوده

زردرویی کشد از قلزم رحمت فردا

دامن هر که نگردد به شراب آلوده

مپسند ای فلک پیر که چون صبح، شود

از شفق موی سفیدم به شراب آلوده

هیزم خشک به آتش چه تواند کردن؟

هیچ زاهد نشود از می ناب آلوده

روز خود را نتوان کرد به نیرنگ سیاه

حیف باشد که شود موی خضاب آلوده

می بی آب بود آتش سوزان صائب

لطف خوب است که باشد به عتاب آلوده



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.