گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۷۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما در شکست گوهر یکدانه خودیم

سنگ ملامت دل دیوانه خودیم

چون بلبل از ترانه خود مست می شویم

ما غافلان به خواب ز افسانه خودیم

در خون نشسته ایم ز رنگینی خیال

چون لاله دل سیاه ز پیمانه خودیم

از پاس آشنایی احباب فارغیم

ممنون وحشت دل بیگانه خودیم

گیریم گل در آب به تعمیر دیگران

هر چند سیل گوشه ویرانه خودیم

چون تاک در بریدن خود فتح باب ماست

باران طلب ز گریه مستانه خودیم

ما را غرور راهنما نیست راهزن

بیت الحرام خلق و صنمخانه خودیم

چون غنچه نیست از دگران فتح باب ما

منت پذیر همت مردانه خودیم

دست فلک کبود شد از گوشمال و ما

مشغول خاکبازی طفلانه خودیم

ما چون کمال ز گوشه نشینی درین بساط

هر جا رویم معتکف خانه خودیم

صائب شده است برق حوادث چراغ ما

تا خوشه چین خرمن بی دانه خودیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.