گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۱۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل را ز جوش گریه نگردید تاب کم

زور شراب عشق نگردد ز آب کم

بی داغ عشق پختگی از دل طمع مدار

خام است میوه ای که خورد آفتاب کم

آتش حریق بال سمندر نمی شود

مستور را ز باده نگردد حجاب کم

از وعده دروغ، دلی شاد کن مرا

هر چند تشنگی نشود از سراب کم

می خار خار آن لب میگون ز دل نبرد

شوق لقای گل نشود از گلاب کم

کوته ز پیچ و تاب شود گر چه رشته ها

طول امل نمی شود از پیچ و تاب کم

صد بار اگر شکسته مه را کند درست

یک ذره روشنی نشود ز آفتاب کم

صائب ز رستخیز چه غم راست خانه را؟

اندیشه از حساب کند خود حساب کم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.