گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
صائب تبریزی
 

در عین وصل داغ جدایی چو لاله ام

خالی و پر ز ماه چو آغوش هاله ام

شد تشنه تر ز باده روشن پیاله ام

خالی و پر ز ماه چو آغوش هاله ام

مجنون من به گوش فلک حلقه می کشید

روزی که بود ناف غزالان پیاله ام

هر دانه ای به دام نمی آورد مرا

باشد ز کوه قاف چو عنقا نواله ام

پیر مرا فسرده نسازد چو دیگران

با کهنگی جوان چو می دیر ساله ام،

ز افسردگی اگر می لعلی کنم به جام

چون لاله خون مرده شود در پیاله ام

داغی که بود بر جگر از چشم لیلیم

شد تازه از سیاهی چشم غزاله ام

دیگر عنان دل نتواند نگاه داشت

صائب به گوش هر که رسد آه و ناله ام

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.