گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷۳۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز خال گوشه ابروی یار می ترسم

ازین ستاره دنباله دار می ترسم

چو مهره در دهن مار می توانم رفت

از آن دو سلسله تابدار می ترسم

ز رنگ و بوی جهان قانعم به بی برگی

خزان گزیده ام از نوبهار می ترسم

ز نیش مار به نرمی نمی توان شد امن

من از ملایمت روزگار می ترسم

شکست دشمن عاجز نه از جوانمردی است

ترا گمان که من از نیش خار می ترسم

به تنگ حوصلگان بر نمی توان آمد

از بحر بیش من از چشمه سار می ترسم

مرا ز آتش دوزخ نمی توان ترساند

ز شرمساری روز شمار می ترسم

ز سیل حادثه از جا نمی روم صائب

ز شبنم رخ آن گلعذار می ترسم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امیر اصغری نوشته:

بیت ششم، مصرع دوم؛ «ز بحر بیش…» است، نه «از…».

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.