گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

غزل شمارهٔ ۵۶۲۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

قطره بی سرو پایم دل دریا دارم

ذره خاکم و پیشانی صحرا دارم

نیست از سیل گرانسنگ حوادث خطرم

خانه در کوچه گمنامی عنقا دارم

همچو شبنم چه به مجموعه گل دل بندم؟

من که در دیده خورشید فلک جا دارم

جگر سنگ به نومیدی من می سوزد

شیشه آبله ام، راه به خارا دارم

من تنک حوصله و دختر رزشیشه دل است

چه عجب گر هوس توبه ز صهبا دارم؟

به یک آغوش چه گل چینم از آن نخل امید؟

همچو گل یک بغل آغوش تمنا دارم

موم از چرب زبانی نکند صید مرا

شعله ام شعله، سرعالم بالا دارم

گریه تاب نشست از رخ من گرد خمار

چشم بر خوشه انگور ثریا دارم

نقش امید محال است که صورت بندد

چند آیینه بر صورت عنقا دارم؟

روزگاری است ز چشم گهرافشان صائب

همچو گرداب وطن در دل دریا دارم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط